
برگرفته از سلسله مباحث اخلاق علمی
توسط دانشمند معظم استاد حوزه و دانشگاه
حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی(مد ظله العالی)
همه ي علوم چه ادبيات چه منطق چه اصول چه فقه چه رياضي چه جبر چه طب چه فلسفه هر آنچه كه از علوم كه بشر مي داند و نمي داند( چون بعضي از علوم است كه هنوز بشر اطلاعي از آنها ندارد )همه ي اين علوم مقدمه است براي اين كه انسان به معرفت ا... برسد .علم بما هو علم خود منشأ ترقي بشر نيست بلكه مي شود گفت مقدمه ي منشأ ترقي است.
هر كس در دنيا به مقامات بالا رسيد از باب معرفت بوده است و لا غير. يعني اگر معرفت به حضرت باري تعالي پيدا نكرد، به مقامات والاي انساني و به مقامات والا اینگونه كه حضرت حق مي خواهد، مقام والاي حق، نخواهد رسيد، اما ناچاريم بيان كنيم خود اين معرفت مقدمه اي مي خواهد كه اين مقدمه در اصطلاح امروز بشر به نام علم است كه اگر علم نباشد و از راه علم انسان حركت نكند به تصور ، گاه به معرفت مي رسد در حالي كه در نهايت مي بيند به معرفت نرسيده است و آنها كه از طريق جهل و از طريق زهد هاي خشك و بدون پايه اساس و آن هم پايه و اساس علمي حركت كنند طبعا به بي راهه مي روند گاه آنقدر تند مي روند كه حتی به صورت ظاهر دست اوليای الهي را از پشت مي بندند، اما در نهايت كارشان به سقوط مي انجامد و نهايت خوشي براي آنها نيست و گاه از راه جهالت عقب مي افتند يعني درست آن راه حقيقي را نمي روند. شايد يك معناي صراط المستقيم كه بيان كرده اند صراط المستقيم امير الؤمنين است بعضي از بزرگان گفته اند: صراط العلم الحقيقي .چرا؟ چرا بيان كرده اند صراط العلم الحقيقي ؟ چون مي دانيد پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي (ص) بيان فرمودند:كه انأ مدينه العلم و علي بابها هر آنچه كه از افعال و كردار و اقوال از وجود مقدس مولی الموالی بر بشر رسیده است همه از طریق علم است ولا غیر .
فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی یعنی من علمم و جز علم چيز ديگري نمي تواند انسان را به معرفت برساند .
آنقدر علم مهم است و كسب علم مهم است كه خود اين علم گر چه مقدمه است اما آنقدر مهم است كه خود عز و جل مي فرمايد : هل يستوي الذين يعملون والذین لا يعلمون آيا آنها كه مي دانند با آنها كه نمي دانند برابر هستند در حقيقت ، پروردگار عالم اين مطلب را به صورت سؤالي از بشر مطرح مي كند كه خود جواب درون سؤال نهفته شده است يعني مسلما آنهايي كه مي دانند با آنهايي كه نمي دانند مساوي نيستند.
عزت در گرو تزکیه
اگر كسي بخواهد خودش را بگيرد، متكبر باشد، خود عموم مردم دوستش ندارند نه تنها عزيز نمي شود ذليل مي شود پيش مردم ، براي اينكه مثلا دو تا كتاب خوانده است ، خب اينكه تو خواندي به ما چه مربوط ، تو ياد گرفتي به ما چه مربوط ، مردم روابط اجتماعي مي خواهند .بدانيد مردم براي رفع مشكلات خودشان به شما مراجعه مي كنند. مراجعه مردم براي خود شما نيست كه خودتان را بگيريد اين مردمي كه دو روز سلام دارند ، دو روز بي محلي دارند ، دو روز لعن دارند ،براي شما دل بستن به اينها و فخر فروختن به اينها معنا ندارد. عزت را اينها به انسان نمي دهند . اينها فكر نكنيد ما را عزيز مي كنند . العزة لله و لرسوله و للمومنين... عزت را خداوند مي دهد، اصلا" مخصوص خداست و مخصوص رسول و مومنين آنهايي هستند كه ايمان دارند به خدا ، از طريق ايمان به خدا انسان عزيز مي شود نه از طريق چسبيدن به مردم نه از طريق فخر فروختن به مردم فخر فروشي به مردم عزت نمي آورد.
اصلا چه نيازاست كه انسان تزكيه كند وقتي انسان خودش را تزكيه كرد اولا" در دوران به اصطلاح امروزيها دوران اوج و طلايي خودش ، خودش را نمي بازد و غرور نمي گيردش متكبر نمي شود سقوط نمي كند چون بعضي ها اين رو بدانيد زمان اوجشان سقوط مي كنند. اگر كسي مذكا شد مسلما" مواظبت بيشتري مي كند هرچه علمش هم افزوده شد كاري مي كند كه به هيچ عنوان سقوط نكند پس اگر تزكيه باشد يكي از خصائص اين است كه انسان هيچ موقع سقوط نمي كند.

