بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)در خصوص انتخاب کاندیدای اصلح:
"بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد... سادهزیست باشد، و خودش از درد مردم احساس درد کند."
به گزارش برنا، مهدي محمدي دبير سرويس سياسي روزنامه کيهان طي يادداشتي با عنوان " تأسف، حيرت و شرم" در شماره امروز اين روزنامه، به تحليل رفتار انتخاباتي ميرحسين موسوي کانديداهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پرداخته است.
با نگاه و تأمل در آنچه نامزدهاي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري تاکنون در برنامه هاي انتخاباتي خود در صدا و سيما گفته اند يا پروژه هاي تبليغاتي که در چند هفته اخير اجرا کرده اند، انواعي از حالت هاي ذهني ممکن است به آدمي دست بدهد. مي توان «متاسف» شد از اينکه چگونه کساني يک شبه به خرمن زهد و آبروي 20 ساله آتش مي زنند به طمع رايي که معلوم نيست اساسا جمع شدني هست يا نه و دروغ، ظاهرا فروزان ترين مشعلي است که قرار است آن خرمن را بسوزاند. دروغ راي جمع نمي کند چون نمي توان بيش از چند روز بر آن استوار ماند و بالاخره مردم مي فهمند که آن عدد کذايي تا ديروز 200 ميليارد دلار بوده و حالا ظرف چند روز شده 300 ميليارد و اخيرا 400 ميليارد دلار، و از خود مي پرسند آيا گوينده اين سخنان «عدد» نمي داند؟! «تهمت» کبريت دوم است که آن هم جز اينکه برکت امور را بستاند فايده اي نخواهد کرد. اگر اين مرد آن مقدار پول را حيف و ميل کرده، پس اين همه پروژه استاني در شهر به شهر و روستا به روستاي اين ملک چگونه تأمين مالي مي شود؟ يا افزايش چشمگير حقوق بازنشستگان و کارمندان دولت که تا امروز با سيلي صورت خود را در مقابل اهل و عيال سرخ نگه مي داشتند و حالا کمي رنگ به رخسارشان آمده، چگونه ممکن شده است؟ سهام عدالت و اعتبارات وسيع بانکي چگونه به مردم داده شده است؟ مي توان به مردم گفت اين آقا به شما «هديه» بي موقع داده و نيتش مشکوک است- چنانکه گفته اند- اما نمي توان او را به گم و گور کردن پولي متهم کرد که بعضي مدعيان از شمارش تعداد صفرهايش هم عاجزند. تازه اگر اين را هم بگويي ممکن است رندي پيدا شود و بگويد جسارتا، اين مملکت که تازه پول دار نشده. پيش از اين هم انبان دولتيان خالي نبود. سؤال اين نيست که اين دولت پول هايش را کجا خرج کرده، هر که نداند مردم مي دانند پول ها کجاست، بلکه سؤال اين است که تا پيش از اين پول مملکت کجا مي رفت که چيزي از آن به فقرا و تنگدستان نمي رسيد؟! شما با پول هاي اين مردم چه کرده ايد؟
مي توان «حيرت» کرد از اينکه چگونه کسي که مدعي است جميع مطالبات حال و آينده خلايق را نمايندگي مي کند هنوز نمي داند که نمي توان از مردم خواست آنچه را که مي دانند ندانند- به تعبير فيلسوفان «دانستن ارادي نيست»- و درباره آنچه که به خود آنها مربوط مي شود، به آنها دروغ گفت. مثلا مردم خود مي دانند که وقتي در سفر استاني به استقبال رئيس جمهور رفتند و ساعت ها در آفتاب و باران ايستادند تا شايد مجالي بيابند و از دور به او ابراز ارادتي بکنند، کسي اتوبوس دنبال آنها نفرستاده بود. حالا اگر مجسمه هاي مردم داري بگويند که «ماشين دنبال مردم فرستاده شده بود» با شنيدن اين جمله، چه احساسي به مردم دست خواهد داد؟ و بدتر از آن، اگر مردم ببينند که همان مجسمه هاي محترم خود با اتوبوس و تاکسي از خيابان هاي تهران آدم جمع مي کنند که جلسه کذايي شان خالي نماند، آن وقت چه خواهند گفت؟ چرا برخي تصور مي کنند مردم فقط آن چيزهايي را مي بينند که آنها دوست دارند ديده شود؟
«شرم» هم البته مي توان کرد. چند ماه است حاميان يک کانديدا ادعا مي کنند در تبليغات خود با مردم صادقند. خود او جايي گفت جامعه را مدافع ارزش ها مي داند. چندي نگذشته بود که اولين علائم صداقت هويدا شد؛ از مردم خواستند همه سبز بپوشند و وقتي ديدند آنها براي انتخاب رنگ لباس خود منتظر تعيين تکليف از جانب کسي نبوده اند، خود دست به کار شدند و با صرف مبالغي که مي گويند همه ناچيز و از محل کمک هاي مردمي بوده، هزاران شال، دستبند، روسري و تي شرت سبز دوختند و ميان مردم توزيع کردند. هدف چه بود؟ تا امروز هيچ کس در اين باره توضيح دقيقي نداده است. آيا هدف اين بود که گفته شود راي دادن به موسوي راي به پسر پيغمبر است؟! ظاهرا دوستان آب اگر باشد شناگران بدي نيستند و آن حرف ها که «نبايد از نمادهاي مذهبي و احساسات ديني مردم استفاده ابزاري کرد» مربوط به همسايه ها بوده است (قابل توجه جناب آقاي تاج زاده که اخيرا سخت به شغل شريف دفاع از قاعده طلايي اخلاق مشغولند!) چند روز پيش، اما، سبز جامگان آب پاکي را روي دست همه ريختند و معلوم شد قصه اساسا چيز ديگري است. جمعي که هفته پيش در ورزشگاه آزادي گرد آمدند تازه به ما فهماندند غرض آقايان استفاده يا سوءاستفاده از نمادهاي ديني نيست چون هواداران آنها- لااقل بخشي از آنها که آن روز در آن مکان اجتماع کردند- اساسا نمي دانند و برايشان مهم هم نيست که با چه چيزي سر و کار دارند. به همين دليل بود که جامه سبز بر تن، در شب شهادت فاطمه زهرا(س) همراه با ترنم نماهنگ هاي ريتميک، دست افشاندند و پاي کوبيدند و چون خستگي بر آنان مستولي شد پرچم هاي مزين به نام مبارک عباس بن علي(ع) را بر زمين پهن کرده و روي آن نشستند تا خستگي تحرکات آنچناني را از تن به در کنند. به اين ترتيب بود که معلوم شد آدمي ابتدا بايد معنا و کارکرد يک نماد را بداند تا بتواند از آن سوءاستفاده کند و اين قصه تا آنجا که به سبزپوشان اصلاح طلب مربوط مي شود اساسا منتفي است.
تا شب انتخابات زماني نمانده است اما در پيمودن همين راه کوتاه هم دعا براي عاقبت به خيري را نبايد فراموش کرد.
|
بررسي تيترهاي منفي روزنامههاي اصولگرا و اصلاح طلب در يک دوره زماني مشخص نشان ميدهد که روزنامههاي اصلاح طلب اعتماد، اعتماد ملي، آفتاب يزد، مردم سالاري و سرمايه دو هزار و 766تيتر منفي عليه دولت زدهاند. بازه زماني اين بررسي عملکرد ايام اخير فعاليتهاي انتخاباتي ميباشد. اين درحالي است که در همين دوره زماني روزنامههاي جام جم، همشهري، جمهوري اسلامي و ابرار اقتصادي نيز 651 تيتر منفي عليه دولت داشتهاند که با محاسبه تيترهاي منفي روزنامههاي اصلاح طلب اين عدد جمعاً به سه هزار و 417 تيتر منفي ميرسد. |

تازه ترين نظرسنجيها از مراكز استانها از پيروزي احمدي نژاد در مرحله اول با حداقل 53 درصد آراي مردم حكايت دارد. اين نظرسنجي شامل آراي شهرهاي كوچك و روستاها نيست.

به گزارش فارس، با گذشت دو هفته از شروع عمليات تهييجي ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان در شهرهاي بزرگ كه منجر به رشد آراي ميرحسين موسوي شد، گزارش هاي خبرنگاران فارس در سراسر كشور از كليد خوردن موج جديد اجتماعي حاميان مردمي احمدي نژاد در مراكز استانها، شهرهاي بزرگ و كوچك و روستاها حكايت دارد.
نتايج نظرسنجيهاي مختلف كه از سوي مراكز معتبر صورت گرفته است، از افزايش بي سابقه تمايل 70درصدي مردم به حضور در انتخابات، رشد 8درصدي فاصله آراي ميرحسين موسوي در مقطع 20 ارديبهشت تا 5 خرداد و سپس توقف آن در چند روز اخير و افزايش آراي كشوري احمدي نژاد نسبت به رقباي خود موسوي، كروبي و رضايي خبر ميدهد.
ناظران سياسي و انتخاباتي تأكيد ميكنند: با سيراب شدن جامعه مخاطبان اصلاحطلبان در فضاي تبليغات انتخاباتي كه به لحاظ جمعيت در اقليت هستند، موج اصلي نهضت اجتماعي داغ كشور در حال شكل گيري است و پيش بيني ميشود در روزهاي آينده به اوج خود برسد.
يكي از دلايل به صحنه آمدن حاميان مردمي احمدي نژاد در سراسر كشور در طول چند روز اخير، تشديد فضاي تبليغاتي و جنگ رواني ستادهاي اصلاحطلبان و حاميان آنها در شهرهاي بزرگ بوده است.
اين فضاي تبليغاتي حتي تا جايي پيش رفته كه اقليت اصلاحطلبان در رسانههاي خود مدعي پيروزي در انتخابات شدهاند.
در عين حال نظرسنجيهاي معتبر از سوي مراكز مختلف كه نتايج آنها به برخي محافل و نهادها ارسال شده است، برخلاف تبليغات اغواگرانه يك جريان سياسي، از تمايل اكثريت نسبي مردم سراسر كشور به تداوم رياست جمهوري محمود احمدينژاد در دور دوم حكايت دارد.
در يكي از اين نظرسنجيها كه مربوط به هفته اول خرداد در شهرهاي بزرگ است، احمدينژاد با 53 درصد، ميرحسين موسوي با 36 درصد، مهدي كروبي با 3حدود درصد و محسن رضايي با نزديك به 2 درصد بيشترين اقبال مردمي را به خود اختصاص داده اند.
در نظرسنجي هايي كه شامل شهرهاي بزرگ، كوچك، روستاها و بخش ها (سراسر كشور) مي شود، آراي احمدي نژاد با حداقل 6 درصد افزايش و آراي موسوي با 4 درصد كاهش و آراي كروبي با 2 درصد افزايش مواجه مي شود.
بر اساس نظر سنجي ديگر مربوط به سايت تبيان از نمونه 14 هزار نفر بيش از 60 درصد به احمدي نژاد، 35 درصد موسوي، 7/2 درصد كروبي و 3/2 درصد به رضايي راي مي دهند.
گفتني اينكه با افزايش رقم مشاركت مردم در كشور به آراي احمدي نژاد افزوده شده ولي رشد مقطعي آراي موسوي متوقف شده است.
اين درحالي است كه پيش بيني ميشود با سونامي كه در عرصه اجتماعي كشور و از سوي حاميان مردمي احمدي نژاد در ده روز آينده اتفاق بيفتد، به آراي اين نامزد انتخابات رياست جمهوري اضافه شود.
از سوي ديگر يكي از نهادهاي تحقيقاتي در گزارش خود به آناليز واجدان شرايط دادن رأي در كشور كه 46 ميليون و 200 هزار نفر است، پرداخته است.
بر اين اساس رأي دهندگان در جامعه روستايي 15 ميليون و 300 هزار نفر (معادل 33 درصد واجدان) ، شهرهاي كوچك 19 ميليون و 600 هزار نفر (معادل 42.2 درصد واجدان) و شهرهاي بزرگ 11 ميليون و 260 هزار نفر (معادل 24 درصد واجدان) هستند.
اين نهاد تحقيقاتي در گزارش مفصل آماري و بررسي رفتار رأي دهندگي مردم در شهرهاي بزرگ، كوچك و روستاها نتيجه گيري كرده كه احمدي نژاد به رغم تبليغات مسموم و هجمه هاي فراوان صورت گرفته كه در تاريخ رقابتهاي انتخاباتي بي سابقه است، با فاصله معناداري آراي اكثريت مردم ايران در انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد را به خود اختصاص ميدهد.
منبع خبر http://www.khedmat.ir

شما چی فکر می کنید ؟
رییس این جمهوری ابرقدرت اسلامی چه کسی خواهد شد؟
در قدیمی ترین نظر سنجی اینترنتی شرکت کنید.
میزان رای شماست و لاغیر
به رفقاتون هم اطلاع بدید
منتظریم
طی روزهای اخیر هماهنگ با صدای آمریکا، بی بی سی، رادیو فردا، رادیو زمانه، دویچه وله، روزنت و سایت ها و رسانه های ضدانقلاب مشابه که به تخطئه ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت و شهادت در دانشگاه پرداخته اند، خبرنامه امیرکبیر وابسته به افراطیون نفوذی تحکیم هم علیه این اقدام موضع گرفت و همزمان علی افشاری- که زمانی پیاده نظام آشوب های سازماندهی شده از خارج بود و اکنون به پاداش خیانت های خود، به پادویی مستقیم در آمریکا می پردازد- به هتاکی در این زمینه پرداخت اما جالب تر از همه بیانیه شاخه دانشجویی حزب مشارکت بود که طی یک سال گذشته کوشیده از مسئولیت همراهی با افراطیون شانه خالی کند. این شاخه دانشجویی تدفین شهیدان گمنام در دانشگاهها به ویژه دانشگاه امیرکبیر را «یادآور حوادث تلخ»، «به کام اقتدارگرایی» و «برای برهم زدن امنیت سیاسی جامعه» توصیف کرد و نوشت: «شهدا سرمایه های ملی- اسلامی و جزو افتخارات کشور ما می باشند و سزاوار بزرگترین تکریم ها هستند نه سوءاستفاده های سیاسی.»
شاخه دانشجویی مشارکت توضیح نداد که چرا حضور شهدا امنیت سیاسی آنها را به هم می زند و با بودن شهدا چرا جریان های منحرفی از قبیل حزب مشارکت زیر علامت سؤال می روند؟
تظاهر به احترام به شهدا و در عین حال مخالفت از یادآوری شهیدان و راه و رسم مومنانه و جوانمردانه آنها، شیوه منافقانه ای است که حتی عناصر بی دین و ضدانقلاب های نشاندار مقیم خارج نیز به آن تمسک می جویند و معلوم نیست این چه نگاه احترام آمیزی است که در عین حال مصر است شهیدان در افق نگاه ها نباشند.
احزاب و گروه های افراطی طی چند سال اخیر به صراحت تاکید کرده اند که دهن کجی به ارزش ها و مقدسات ملت باعث بدبینی افکار عمومی نسبت به این طیف و انزوا و ورشکستگی شان شد. حزب مشارکت در راستای این تلقی در اقدامی ریاکارانه کوشیده بود وانمود کند با جریان های نشان دار وابسته به بیگانگان مرزبندی دارد!!
روزنامه كيهان > شماره 19312 12/12/87

الحمد للَّه ربّ العالمین. الحمد للَّه القاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرك الحاربین، نكال الظالمین، صریخ المستصرخین، موضع حاجات الطالبین و معتمد المؤمنین. و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابىالقاسم محمّد و على آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیین المعصومین المكرٌمین، سیّما بقیّة اللَّه فى الأرضین.
الّلهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات و اغفر لشهدائنا الابرار الاخیار.
الّلهم صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
قال اللَّه الحكیم فى كتابه: هو الذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین، لو انفقت ما فى الأرض جمیعاً، ما ألّفت بین قلوبهم و لكن اللَّه ألّف بینهم
و قال تعالى «یا ایّها النّبىّ حسبك اللَّه و من اتّبعك من المؤمنین.
دفعه گذشتهاى كه پس از ماهها توفیق شركت در این اجتماع عظیم الهى و مردمى دست داد، مصادف با آستانه عید بود و خداوند آن عید را با عیدهاى متوالى دیگر، چه در صحنههاى نبرد و چه در میدان فعالیتهاى داخلى همراه كرد. این دفعه مصادف با سالگرد خاطره پرشكوه نیمه خرداد است. نیمه خرداد هم اگر چه به اعتبارى یك عزاى فراموش نشدنى است، اما به اعتبارى یك عید فراموش نشدنى و تاریخساز است.
ماه خرداد ماه خاطرههاست؛ نیمهى خرداد 1342، نیمهى خرداد 1354 كه حادثهى خونین مدرسهى فیضیه براى دومین بار پیش آمد، و حوادث خرداد سال گذشته كه سرآغاز انقلاب سوم ملت ایران بود؛ كور كردن خط نفاق و التقاط و نفوذ و بیرونراندن خیانتكارانى كه فرصتطلبانه بر این مردم جفا مىكردند. از تصادفهاى شگفتآور یكى این است كه قیام میرزا كوچكخان جنگلى در پنجاه سال قبل تقریباً، كه یك قیام اسلامى و مردمى بود، در خرداد واقع شده است. همچنین درگیرى غمانگیز میان اسرائیل و اعراب در سال 1346، كه مصادف با 1967 مسیحى است، در خرداد واقع شد.
امسال خرداد ما خاطرههاى دیگرى هم دارد. اوّلاً مصادف شد طلیعهى خرداد با بزرگترین پیروزیهاى جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و فتح خرمشهر. این خاطره هم در لیست خاطرههاى خرداد ثبت شد. و بالاخره خرداد امسال با سالگرد ولادت حضرت بقیةاللَّهالاعظم حضرت مهدى «روحىفداه و عجلاللَّهفرجه» مقترن و برابر است.
همه این خاطرهها به نحوى به یكدیگر مربوط مىشود، اما من مایلم دربارهى حادثهى 15 خرداد قدرى صحبت كنم، چون از خاطرههاى بسیار مهم و تعیینكنندهى انقلاب ماست و بعد، مطلبى را كه در انقلاب ما و در 15 خرداد به وضوح دیده شده است و قرآن هم به این مطلب اشاره دارد، براى شما برادران و خواهران عزیز مطرح كنم تا براى خط مشى آیندهى ما، ملت و هم دولت، درسى باشد.
15خرداد یك قیام مردمى بود. علت این قیام هم این بود كه در روز عاشوراى آن سال كه مصادف با سیزدهم خرداد مىشد، امام امت حقایق افشا نشدهى تا آن روز را با مردم بىواسطه در میان گذاشتند، كه در بارهى این ارتباط بىواسطهى امام و امت حرفى دارم كه عرض مىكنم. در این گفتار، كه توصیه مىكنم اگر نوار قابل فهمى و سالمى از آن هست، رسانههاى همگانى آن را پخش كنند تا مردم بفهمند كه نوزده سال قبل امام چه مىگفتند، حقایقى را بیان كردند كه این حقایق، آنروز براى خیلىها حتى دستاندركاران سیاست، قابل فهم نبود. اگر حافظه خطا نكرده باشد، جملات امام اینها بود كه «اسرائیل مىخواهد در ایران قرآن نباشد. اسرائیل مىخواهد در ایران روحانیون نباشند. اسرائیل مىخواهد در ایران اسلام نباشد.»
آن روز براى خیلىها این مطلب قابل فهم نبود كه اسرائیل كجا، ایران كجا؟ و اسرائیل چه دشمنى با قرآن و با روحانیت دارد آن هم در ایران؟ حساسیت دستگاه در مقابل این مطالب به قدرى بود كه شب بعد از این سخنرانى، یعنى شب نیمهى خرداد كه مصادف با دوازدهم محرم بود، امام را دزدانه، نیمهشب از منزلشان در قم ربودند و به تهران آوردند و زندانى كردند. روز نیمهى خرداد مردم به مجرد این كه فهمیدند كه امام دستگیر و ربوده شده است، بدون این كه فرماندهىاى، رهبرىاى از سوى شخصیتى، از سوى حزبى، گروهى وجود داشته باشد، به خیابانها ریختند. در تهران، در قم، در شیراز، در مشهد، در بعضى شهرهاى دیگر و حتى در بعضى از روستاها در ورامین.
و دستگاه جبار كه باور نمىكرد نفوذ روحانیت و مرجعیت در این حد باشد، غافلگیر شد و دست به یك عمل تند وحشیانهى حساب نشده زد. مردم را در خیابانها و میدانها به رگبار بستند و آن روزها رقم پانزده هزار شهید در زبانها مىگشت.
این قیام یك نقطهى عطف شد. اگر چه عدهاى را مرعوب كرد، اما خط مبارزه را روشن و واضح كرد. از آن روز حركت انقلابى مردم ایران كه از تقریباً نه ماه قبل از آن یا یك سال قبل از آن به تدریج آغاز شده بود، شكل قطعى و جدى گرفت و این قیام به انقلاب 22 بهمن منتهى شد و در مئال، جمهورى اسلامى را به وجود آورد.
گزارش حادثه به اجمال این است، اما تحلیل حادثه بسیار تحلیل جالب و شیرینى است كه باید بنشینند آنها كه در متن واقعه بودهاند و با چشم تیزبین حوادث را دیدهاند، شهادت خود را بنویسند تا تاریخ روى 15 خرداد قضاوت كند.
در 15 خرداد سه عنصر وجود داشت. یكى عنصر مردم بود، یكى عنصر رهبر و امام بود و سومى عنصر انگیزهى مذهبى و روح شهادتطلبى و فداكارى براى خدا بود. نطفهى انقلاب ما با این سه عنصر بسته شد. وقتى مىگوئیم مردم بودهاند، معنایش این است كه هیچ یك از احزاب و گروهها و دستهجات سیاسى و سردمداران سیاسى و مدعیان مبارزه و مقاومت در این حركت مردمى كوچكترین نقشى نداشتند. نه آن كسانى كه با انگیزهى ملىگرایى حركت مىكردند و نه آن كسانى كه با انگیزههاى مادى و ماركسیستى راه مىرفتند و نه حتى آن گروههایى كه با انگیزههاى مذهبى و اسلامى تشكلى داشتند. هیچ كدام در این خیزش عمومى خونین پرشكوه كمترین تأثیرى نداشتهاند. چرا، تأثیر منفى بعضى از گروهها داشتند.
فرداى 15 خرداد تحلیلگران مادى معتقد به اندیشههاى خرافى الحادى به كمك دستگاه جبار آن روز رفتند و براى او حادثه را تحلیل كردند. حادثه دینى بود، آن را طبقاتى و اقتصادى و از این قبیل تحلیل كردند و در حقیقت آب به آسیاب دستگاه جبار ریختند. هیچكس به كمك این قیام نیامد جز مردم و جز رهبران دینى مردم.
شكى در این نیست كه در حادثهى 15 خرداد و جریانهایى كه از آن منشعب مىشد، جز علماى اسلام، روحانیون مبارز و كسانى كه آمادهى جانبازى براى اسلام بودند، هیچكس نقش گرداننده نداشت.
15 خرداد گذشت، این سه عنصر در جامعه باقى ماند. حركت انقلابى ما با همین سه عنصر كه نطفهى اصلى انقلاب ایران را تشكیل مىدادند، به راه خود ادامه داد. در طول این مدت بیشترین كسانى كه كار فكرى اسلامى و سیاسى مىكردند و مردم را براى یك حركت عظیم عمومى آماده مىكردند، علماى اسلامى، طلاب جوان، گویندگان مبارز در سطوح مختلف علمى بودند. دیگران هم در بعضى از قشرها كمتر، در بعضى بیشتر، تلاشهایى داشتند، اما آنچه به تلاش روحانیون یك امتیاز مىبخشید، این بود كه آنها با مردم روبرو مىشدند و ذهن مردم را آماده مىكردند.
اگر این كار مستمر 15 ساله در شهرها، دهات، دورافتادهترین نقاط كشور نمىبود، انقلاب ما در 22 بهمن با پاسخ عمومى ملت روبرو نمىشد. مردم بدون اطلاع و شناخت حركتى نمىكنند. آن كه به این مردم اطلاع و شناخت داده بود در طول پانزده سال، همان پیامآوران انقلاب و اندیشهى انقلابى از حوزهى علمیهى مقدسهى قم و بعضى از حوزههاى دیگر بودند. در طول این مدت امام رهبرى كرد و در طول این مدت فكر اسلامى بهوسیلهى همین رُسُل انقلاب پخته شد. در 22 بهمن با آمادگیهاى سال 56 و 57 این سه عنصر در حد رشد و كمال، انقلاب را به وجود آوردند.
پس انقلاب ما هم یك انقلابى بود كه بر مبناى اسلام، امام و امت استوار بود. چون قیام نخستین، اسلامى و مردمى بود، انقلاب هم اسلامى و مردمى شد. و چون انقلاب، اسلامى و مردمى بود، حكومتى هم كه بر مبناى آن انقلاب به وجود آمد، اسلامى و مردمى شد؛ یعنى جمهورى اسلامى. و چون رهبرىِ عظیمِ بصیرِ هوشمندانهى متوكلانهى امام امت از آغاز با این انقلاب و قیام همراه بود و او را تغذیه مىكرد، در جمهورى اسلامى رهبر آن نقشى را كه همه مىدانید و لمس مىكنید، به خود گرفت.
بنابراین حركت طبیعىِ قیام 15 خرداد به آن چیزى رسید، به آن واقعیتى منتهى شد كه امروز تمام دنیاى كفر و الحاد را متوحش كرده است و سردمداران استكبار جهانى را به دفاع از خود واداشته است.
ما امروز مرهون قیام 15 خردادیم. امروز جمهورى ما یك جمهورى به معناى واقعى است. یعنى مردمى است. این را شما مىدانید و لمس مىكنید، اما من همان دانستهى شما را به زبان مىآورم. این برگى از تاریخ است. حقیقتى است كه باید آیندگان هم آن را لمس كنند. جمعبندى كارهاى امروز ملت و دولت این است كه جمهورى اسلامى امروز از همه جهت مردمى است، داراى جهاد مردمى است.
این جبهههاى جنگ كه پر است از مردم غیر موظف، یعنى غیر نظامیانى كه به عشق فداكارى، سلاح به دست گرفتهاند و در خدمت انقلاب مىجنگند. انفاق مردمى در پشت جبههها، مردم هر چه دارند، مىدهند. خاطرهى آن انگشترها و دستبندها و گردنبندهاى طلاى زنان جوان ما كه مخلصانه و متواضعانه نثار پاى رزمندگان مىشود، فراموش نشدنى است.
خاطرهى پدران و مادرانى كه فرزندان خود را تقدیم انقلاب مىكنند و در مقابل اسلام و انقلاب آنها را قربانى مىكنند، از یاد نرفتنى است. خاطرهى آن مرد آلاسكافروشى كه پسرش را به قربانگاه عشق فرستاده است و بعد از شهادت این پسر، دو هزار تومان پول باقیماندهى از او را براى رد مظالم به شخص مورد اطمینانش مىدهد و وقتى از او مىپرسند تو خودت كه مستحقى، مىتوانى بردارى این پول را، استنكاف مىكند و وقتى مىپرسند غیر از آلاسكافروشى شغل دیگرى هم دارى؟ مىگوید نه، دكان آلاسكافروشى را هم چون خلاف مقررات باز شده بود، بستهاند. گله هم نمىكند. مىگوید دولت امروز سرگرم كارهاى بزرگ است. اگر به كار من نرسد، مهم نیست. خاطرهى این انسان بزرگ و میلیونها انسان بزرگ مانند او از حافظهى تاریخ زدوده نشدنى است.
جهاد مردمى، انفاق مردمى، انتخاب مردمى. مردم انتخاب مىكنند، هم افراد را براى نمایندگى از خود، براى ریاست جمهورى، هم انتخاب مىكنند خط مشیها و راهها را. به طورى كه اگر مردم بر اساس تحلیلى كه از مجموع اوضاع دارند، به یك نتیجهى سیاسى و قضاوت سیاسى برسند، مسئولان از آن تصمیم سیاسى مردم تخطى نمىكنند. انتخاب مردمى. اغماض و گذشت مردمى. گرفتاریها را تحمل مىكنند، كمبودها را مىبینند و تحمل مىكنند، زیرا مىگویند مسئولان مشغولاند و باید اغماض كرد.
حكومت مردمى؛ یعنى مسئولان حكومت در شیوه و روش و منش با مردم یكساناند. و این یكى از افتخارات جمهورى ماست. یعنى امروز مسئولان درجهى یك كشور براى خودشان یك حیثیتى به خاطر این مسئولیت قائل نیستند. یعنى نخستوزیر مملكت پهلوى یك كارگر یا یك پیشهور یا یك دانشجوى ساده مىنشیند، با هم بحث مىكنند. نه او یادش مىآید كه این نخستوزیر است و نه خود نخستوزیر یادش مىآید؛ مثل دو تا برادر، به شكلى كه در هیچ جاى دنیا امروز وجود ندارد با هم برخورد مىكنند.
اینها خاصیت مردمى بودن است. این مردمى بودن توانسته است جمهورى را تا امروز نگه بدارد. بدانید برادران و خواهران عزیز من در سرتاسر كشور كه اگر انتخاب شما و جهاد شما و انفاق شما و كمك شما و اغماض شما و حمایت شما و حضور شما در همهى صحنهها نمىبود، ما در مقابل دشمن این قدر احساس قدرت نمىكردیم. امروز ما در مقابل قوىترین قدرتهاى عالم، یعنى در مقابل امریكا، احساس قدرت مىكنیم. علت این احساس قدرت این است كه شما هستید. یعنى یك نیروى لایزال و تمام نشدنى. اگر شما بىتفاوت بودید، اگر به جنگ و صلح و انفاق و آباد كردن و عمران و سازندگى بىاعتنا بودید، قطعاً هیچكس نمىتوانست از مسئولان ادعا كند كه در مقابل این تهاجم عظیم همهجانبهاى كه امروز از طرف قدرتهاى بزرگ به ما مىشود، قابل تحمل است؛ حضور شماست.
امروز ما در مقابل قوىترین قدرتهاى عالم، یعنى در مقابل امریكا، احساس قدرت مىكنیم. علت این احساس قدرت این است كه شما هستید. یعنى یك نیروى لایزال و تمام نشدنى. اگر شما بىتفاوت بودید، اگر به جنگ و صلح و انفاق و آباد كردن و عمران و سازندگى بىاعتنا بودید، قطعاً هیچكس نمىتوانست از مسئولان ادعا كند كه در مقابل این تهاجم عظیم همهجانبهاى كه امروز از طرف قدرتهاى بزرگ به ما مىشود، قابل تحمل است؛ حضور شماست.
یك مثال جنگ امسال و جنگ پارسال را مىزنم برایتان. ما از امسال تا پارسال تجهیزات جنگى بیشترى نداریم، مهمات و ابزار و تانك و هواپیماى بیشترى نداریم، چرا ما پارسال در میدان جنگ در فضاى حزن و اندوه به سر مىبردیم و امسال همه جاى صحنهى نبرد به ما لبخند مىزند؟ چرا؟ چرا پارسال خبر از پیروزیها نبود یا بسیار كم بود؟ چرا پارسال براى ما خرمشهر، خونینشهر بود؟ و هویزه و ایستگاه حمید و عینخوش و بسیارى از این مناطق دستنیافتنى بود؟ امسال همهى اینها زیر پاى فرزندان عزیز این كشور مىخندد، چرا؟
علت این است كه در سال گذشته مسئولان خیانتكار، آنهایى كه سررشتهى امور در جنگ صد درصد به دست و تدبیر آنها بود، حاضر نبودند براى نیروهاى جنگندهى مردمى اعتبارى قائل بشوند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، این نیروى جان بركف، سال گذشته از طرف آن فرارى نگونبخت و همكاران و همفكرانش جدى گرفته نمىشد. این بود كه خود را از یك نیروى عظیم محروم كرده بودند. دشمن به ما ضربه مىزد. امسال آنهایى كه تدبیر و ادارهى این حركت عظیم را در دست دارند، احساس كردند كه یك نیروى عظیم را باید وارد كار كنند و كردند. در كنار نیروى ارتش مجهز و فداكار ما، نیروى بزرگ نیرومند سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسیج مستضعفان وارد كار شد.
پارسال یك گلولهى خمپاره براى سپاه گرفتن، به قدر یك میدان از دشمن گرفتن زحمت داشت. امسال سپاه و ارتش در كنار یكدیگر، با یكدیگر، با فرماندهى واحد، دوش به دوش دارند حركت مىكنند. وقتى نیروى مردم در جنگ دخالت داده مىشود، كه ما سپاه را از نیروهاى مردمى مىدانیم چون یك نهاد انقلابى است و همچنین بسیج، وقتى این وارد میدان شد، وضع میدان به این شكل عوض شد.
در همهى صحنههاى سیاست داخلى و خارجى ما نقش مردم همین اندازه تعیین كننده است و این جاست كه ما مىرسیم به مضمون آن آیهاى كه در طلیعهى خطبه تلاوت كردم كه خداى متعال به رسول اكرم مىفرماید: «هو الذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین» خداوند تو را با پیروزى خودش، با یارى خودش و با مؤمنان كمك كرد. یعنى پیروزى الهى و نصرت الهى در كنار مؤمنان. مؤمنان ا?ن قدر بها داده مىشوند در قرآن. «یا ایّها النّبى حسبك اللَّه و من اتّبعك من المؤمنین» خدا و مؤمنان تو را بس.
این حرف كوتاه انقلاب ماست. خلاصهى جمهورى ما این است؛ خدا و مردم. سیاست نه شرقى و نه غربى ما بر روى این پایه استوار است؛ خدا و مردم. ما این دو عنصر شریف را كه مىتوانند حركت انقلاب اسلامى ما را روزبهروز گسترش و عمق بیشترى بدهند، نباید از دست بدهیم.
خدا متجلى در نظام الهى و احكام الهى است كه قانونگذاران و مجریان باید آن را مراعات كنند و مردم یعنى همین حضور عظیم مردم از همهى قشرها و طبقات. الآن شما توى این صحنهى عظیم نماز جمعه نگاه كنید. ببینید از همهى قشرهاى مردم در كنار شما هستند. از شهرى، روستایى، عشایرى، پیر، جوان، زن، مرد، دانشجو، كارگر، پیشهور، روحانى، كشاورز، از همهى قشرهاى اجتماعى، مستوره و نمونهاى در این عرصهى عظیم جمعاند. این یك چیز استثنایى فوقالعادهاى است كه دنیا نظیرش را ندیده است جز در صدر اسلام.
صدر اسلام هم پیغمبر اكرم با مردم سر و كار داشت و امام امت این راز را كشف كرد. شما وقتى در روش و شیوهى مبارزهى امام مطالعه مىكنید، این را مىبینید. این جزو الهامات الهى است كه امام از آن برخوردار شد. با مردم كار كرد. از روز اول خطاب امام به مردم بود. تا امروز هم امام خودش را از مردم جدا نمىكند. قابل جدایى نیست. امام از مردم است و مردم از اماماند.
اگر امام مثل سیاستبازان حرفهاى و آنهایى كه همان روز هم اشتباه كردند و مانند آنهایى كه هنوز امروز در دنیا دارند اشتباه مىكنند، به سراغ برگزیدگان و زبدگان و سابقهداران و مدعیان مىرفت، یقیناً شكست مىخورد. اما امام این راز بزرگ الهى تاریخى را كشف كرد. همچنانى كه همهى پیغمبران این كار را مىكردند: «و وضعوا اجنحتهم للمؤمنین و كانوا اقواماً مستضعفین»(59) امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه مىفرماید: «پیغمبران در مقابل مؤمنین خاضع بودند، در حالى كه آن مؤمنین از اقوام مستضعف بودند»؛ مستكبرین و متمكنین نبودند. با همین عامهى مردم و قشرهاى وسیع مردم كه اكثریت افراد یك جامعه را تشكیل مىدهند، انبیاء سر و كار داشتند. پیغمبر ما هم سر و كار داشت، امام امت هم در این روزگار سر و كار دارد. و باید این رابطه بماند میان دولت و مسئولان و مردم. باید این رابطه ضعیف نشود. رگ اصلى انقلاب ما همین رابطه است.
و من دو نكته را اینجا بگویم كه در حقیقت نتیجهگیرى از این تحلیل و نگاه به قیام و انقلاب ماست. نكتهى اول این است كه مسئولان دولتى باید بدانند، كه البته بحمداللَّه مىدانند، كه مشروعیت آنها از مردم است. فلسفهى وجود آنها مردماند. تمام همت خودشان را باید به كار ببرند براى آسایش مردم و مردم یعنى اكثریت مردم. آنهایى كه احتیاج به مراقبت و حمایت دارند. یعنى محرومان، ستمدیدگان، از پا افتادگان، محتاجان، اینها. ما مستضعف سیاسى نداریم، این را بارها گفتهام، اما مستضعف مالى داریم؛ مستضعفان مالى.
بنابراین این خط اصلى دولت است. در درجات بالاى دولت این یك واقعیت است، همانطور كه قبلاً اشاره شد، اما در مسئولان دولتى در سراسر كشور، اگر چه باز هم فرهنگ غالب همین است، لكن گاهى تخلفهایى دیده مىشود.
و من اینجا به عنوان یك برادر مسلمان و نیز به عنوان یك مسئول در جمهورى اسلامى به كلیهى مسئولان ادارات و سازمانهاى دولتى و همهى كسانى كه از طریق اقتدار دولتى با مردم به نحوى سر و كار دارند، هشدار مىدهم. نبادا مردم را از خودشان برنجانند. نبادا از مراجعهى مردم خسته بشوند. نبادا كار خودشان را بر كار مردم مقدم بدارند. ممكن است مراجعه كنندهاى كه مراجعه مىكند به یك ادارهاى، در آن حرفى كه مىزند، ذىحق نباشد. ممكن است تندى كند. ممكن است زیادتر از حقش بخواهد. هیچ كدام از اینها نباید موجب آن بشود كه مسئول، مراجع مردمى را از خودش برنجاند. زیرا اصل مردماند. آن كه نمىداند، آن كه بیش از حق مىخواهد، باید او را متوجه و متنبه كرد.
مطلب دوم كه بسیار مخصوصاً در این روزها مهم است، این است كه دشمن چون مىداند كه عنصر مردمى بودن نجاتبخش این انقلاب و تضمین كنندهى آن است، مىخواهد این را از این انقلاب بگیرد. حواستان جمع باشد. این دیگر خطاب به عامهى مردم از همهى قشرها و گروههاست. حضور شما در صحنهى جهاد، در صحنهى انفاق، در صحنهى انتخاب و در همهى صحنههاى دیگر در دشمن این فكر را به وجود مىآورد كه باید كارى كند كه این حضور از بین برود. و این به چند طریق ممكن است. یا شایعهپراكنى مىكنند؛ فلان مسئول چنین گفت، رئیس جمهور چنین كرد، نخستوزیر چنین كرد. یا تفرقهافكنى مىكنند. بین گروهها اختلاف مىاندازند. بین قشرها، اصناف، افراد، ادارات، اختلاف مىاندازد. بین كارگران و مدیران، بین كاركنان سازمانهاى دولتى و مسئولان، بین انجمن اسلامى و كاركنان، بین نهادهاى دولتى با هم، بین مردم و نهادهاى دولتى، هر جور بتوانند اختلاف ایجاد مىكنند. این را شما به گوش داشته باشید. هر حرفى، هر پیشنهادى، هر اقدامى كه در آن بوى تفرقه و اختلاف هست، از سوى دشمن است. چه زنندهى آن حرف و دهندهى آن پیشنهاد خودش بداند و چه نداند. تا دیدید چنین چیزى مطرح شد، فوراً هوشیارانه آن را دفع كنید. نگذارید اختلاف ایجاد بشود. اختلاف از شیطان است. وحدت میان مؤمنان از خداست. جند شیطان را از بین ببرید. اگر توانستید این وحدتى را كه وجود دارد، حفظ كنید، مردمى بودن این انقلاب حفظ خواهد شد. یا به وسیلهى تفرقهافكنى دشمن سعى مىكند مردم را از صحنه خارج كند، یا به وسیلهى دلسرد كردن مردم. كارى نشده، چه كردند؟ یا به وسیلهى شایعهپراكنى و اشاعهى دروغ. احیاناً بزرگ كردن نقطههاى ضعف كوچك. یا به وسیلهى تخریب، ارعاب، توى مسجد بمبگذارى كردن، تا مردم بترسند، مسجد نروند. غافل از اینكه این مردم به جبهه مىروند، توى مسجد كه دیگر بیشتر از جبهه انفجار نیست.
دشمن، یعنى به طور آشكار آمریكا، سلطههاى ضد اسلامى دیگر، عوامل داخلى، گروهكها، منافقین و غیرُهِم همه در صدد این هستند كه به نحوى این حضور مردمى را از ما بگیرند. ما باید در مقابل آنها بایستیم و این حضور مردمى را حفظ كنیم. مردمى بودن، راز اصلى انقلاب ماست و همه از بالاترین سطوح كشور تا مردم عادى موظفند این حضور عمومى را حفظ كنند.
يك روزنامه دوم خردادي اخيراً در قالب مقاله اي با عنوان «از شعارهاي آرماني تا مشكلات موجود» بار ديگر نقد غيرمنصفانه خويش را در قبال عملكرد دولت كنوني به رخ كشيد.
در اين مقاله، نويسنده با تعريف و تمجيدهاي جالب توجه از دولت هشتم مي نويسد: «... فرصت تاريخي و بي سابقه ايران براي توسعه و شكوفايي در دوران هماهنگ دولت نهم و مجلس هفتم و ساير قوا و شرايط بسيار مساعد اقتصادي، سياسي و اجتماعي به جاي مانده از دوران اصلاحات و خصوصاً دولت آقاي خاتمي به راحتي از كف رفت».
جالب اين كه نگارنده در ادامه با اذعان به نيت خيرخواهانه و عدالت طلبانه دولت نهم و شخص رئيس جمهور، اقدامات اين دولت را بي نتيجه تلقي كرده و گفته است: «عملكرد غيرعلمي، بي برنامه و فردگراي دولت نهم در عرصه اقتصاد، صداي همگان از مردم گرفته تا ساير نهادها را درآورده و امروز اوضاع اقتصادي كشور و شاخص هاي مهم اقتصادي به حد نامطلوبي رسيده است. شايد بهتر باشد كه بگوييم اين شرايط ناگوار اشك همه را جاري ساخته است.»
در رابطه با ادعاهاي اين روزنامه مبني بر ناكارآمدي دولت نهم، ذكر چند نكته - اگر چه اختصار - براي روشن شدن ابعاد مسئله ضروري است؛
۱. نويسنده يادداشت مورد اشاره ضمن سياه نمايي عملكرد دولت، حتي رئيس جمهور را به اختناق متهم كرده و از بسته بودن راه انتقاد براي همه - از سياسيون تا توده مردم - سخن گفته و اين درحالي است كه مشي دولت دكتر احمدي نژاد خلاف اين ادعا را نشان مي دهد؛ چه آن كه حركت بديع نشست چندين ساعته رئيس جمهور با منتقدان اقتصادي، همچنين پاسخگويي مداوم ايشان به مسائل جاري كشور در رسانه هاي عمومي و بويژه صدا و سيما روحيه انتقادپذيري اين دولت را بخوبي نشان مي دهد.
۲- نويسنده مورد اشاره، همچنين خود را در مقام سخنگوي ۷۰ ميليون ايراني فرض كرده و از نارضايتي همه مردم دم زده است.
مسئله وقتي جذاب تر مي شود كه بدانيم اين فرد و هم مسلكان سياسي اش بارها از اين كه جناح مقابل، خود را قيم مردم معرفي كند، گلايه و با طرح اين گفته كه مردم قيم نمي خواهند، خود را حامي يگانه حقوق مردم قلمداد كرده اند. از اين رو بايد گفت: بي ترديد، وجود چنين روحيه طلبكارانه و قيم مآبانه اي در ميان نويسندگان و اهالي مطبوعات جناح موسوم به اصلاح طلب، از اساس با اصلاح طلبي و حقمداري منافات دارد و اميد مي رود كه اين مشي نادرست در آينده نزديك اصلاح شود.
۳- نگاه به برخي آمارهاي اقتصادي دولت نهم، بخوبي نادرستي ادعاي اين دوستان را مشخص مي كند كه در اينجا به مهم ترين آنها در سال گذشته اشاره مي گردد؛
الف) بر اساس آمار، نرخ بيكاري در سال ۸۶ در مقايسه با سال ۸۵ ، ۰/۷ درصد كاهش داشته است كه كارشناسان اقتصادي دليل آن را افزايش فرصت هاي شغلي ايجاد شده در اثر افزايش رشد توليد و نيز اجراي سياست هاي فعال بازار كار دانسته اند.
ب) بر اساس محاسبات فصلي اقتصاد ايران، توليد ناخالص داخلي كشور در سال ۸۵ در مقايسه با سال ،۷۶ رشدي ۷/۶ درصدي را نشان مي دهد، ضمن آن كه به گفته وزير سابق امور اقتصادي و دارايي، ميانگين رشد اقتصادي در دو سال اول خدمت دولت نهم در مقايسه با دو سال دولت قبل بيشتر بوده است.
روزنامه ايران > شماره 3942 9/3/87 >
دبيركل سازمان غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت با انتشار مطلبي در سايت ضدانقلابي روزآنلاين خواستار به رسميت شناخته شدن حقوق بهائيان در ايران شد!
وي در دفاع از فرقه ضاله بهائيت نوشت: بهائيان به صرف اين كه در اين چارچوب ملي به دنيا آمده و در آن زيست مي كنند، حقوقي متفاوت از ساير ايرانيان ندارند و از اين رو هرگونه تعقيب و آزار آنان به علت باورهايشان، ناديده گرفتن اصول مبنايي ملت- دولت در عصر جديد است.
دبيركل سازمان غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت سپس با زير سؤال بردن قانون اساسي - كه در آن فرقه بهائيت به رسميت شناخته نشده است- جمهوري اسلامي ايران را نظامي فرقه گرا(!) خواند و اظهار داشت: مساله اي كه نظام بايد تكليف آن را روشن كند اين است كه آيا حقوق برابر ايرانيان در جمهوري اسلامي امري به رسميت شناخته شده است و يا اين كه نظام سياسي ايران بدون توجه به مليت ايراني، صرفا داراي ماهيتي مذهبي و فرقه اي است؟ پاسخ صريح به اين پرسش زمينه ساز شفافيت در بسياري از امور ديگر هم خواهد شد.
او در ادامه مدعي شد: بحث حقوق بهائيان به عنوان معياري براي سنجش صداقت و بي طرفي مسلمانان مدافع حقوق بشر در ايران درآمده و نهادهاي حقوق بشر بين المللي و كشورهاي غربي نيز نحوه برخورد با بهائيان را يكي از شاخص هاي عمده رعايت حقوق بشر در ايران مي دانند(!)
ظاهرا غاصبان عنوان «دفتر تحكيم وحدت» تلاش دارند تا دايره تحكيم وحدت خود با دشمنان ملت ايران را تا فرقه ضاله بهائيت هم گسترش دهند!
روزنامه كيهان > شماره 19095 6/3/87
|
| |||
|
ادعاهاي اخير موسوي لاري در مراسم چهلم درگذشت آيت الله توسلي مبني بر مخالفت امام در انتصاب محمدي عراقي به عنوان نماينده خود در سپاه پاسداران به منظور جلوگيري از نفوذ تفکرات پدر همسر وي يعني آيت الله مصباح، و تکرار اين ادعاها از سوي فردي که به تناقضگويي در بيان وقايع اشتهار دارد در سايت نزديک به فرمانده اسبق سپاه، با واکنش حسين شريعتمداري روبهرو شد و وي در يادداشتهاي جداگانه اي به اين مسأله پرداخت که محمدي عراقي پس از شهادت شهيد محلاتي از سال 64 تا 67 نمايندگي امام در اين نهاد انقلابي را عهدهدار بوده است. در اين زمينه نماينده ولي فقيه در سپاه نيز با توجه به حضور 3 دههاي خود در اين بخش، درباره شبهات مطرح شده پيرامون حضور محمدي عراقي در سمت نمايندگي امام سلام الله عليه در سپاه، گفت: به خاطر حضور در مدرسه حقاني و مسؤوليتهاي مختلف در سپاه از اين مسأله اطلاع همهجانبه دارم چون هم در مدرسه حقاني ارتباط نزديكي با محمدي عراقي داشته و دارم و هم به عنوان شاگرد بهرههاي زيادي از استاد بزرگوار مصباح يزدي بردهام. حجتالاسلام و المسلمين سعيدي افزود: پس از انتصاب شهيد محلاتي به عنوان نماينده امام سلام الله عليه در سپاه، محمد عراقي قائم مقام نمايندگي سپاه بود كه پس از شهادت شهيد محلاتي، محمدي عراقي حكم گرفتند و منصوب شدند و نماينده امام در سپاه بودند و اين مسأله قابل انكار نيست. با حكم امام اولين نماينده ايشان شهيد محلاتي بود و بعد از آن شهيد، افراد ارزشمندي چون طاهري خرمآبادي، فاكر، محمدي عراقي و آيت الله موحدي كرماني اين مسؤوليت را بر عهده داشتند. وي درباره برخي شبهات كه از اظهار نگراني امام از تفكرات محمدي عراقي سخن ميگفت، اظهار داشت: آنچه در مورد خطر نفوذ تفكرات مطرح ميشود يك مطلب واقعيتدار نيست و با نوع ديدگاههاي امام سازگاري ندارد و با توجه به مستندات تاريخي نيز قابل خدشه است. نماينده ولي فقيه در سپاه با تاكيد بر اينكه آيت الله مصباح از نزديكترين مجاهدان به انديشه و تفكر امام هستند، گفت: مصاحبه آيت الله معصومي كه از مبارزات انقلابي آيتالله مصباح و 2 ماه پنهان شدن وي در كوه سخن گفته بود نيز قابل توجه است. حجتالاسلام و المسلمين سعيدي يادآور شد: بايد توجه داشت كه مجموعه انقلابها و نبردها ريشه اعتقادي داشتهاند و كساني كه در اين خط مقدم اعتقادي حضور داشتهاند بيشترين حضور جهادي را دارند. برخي در گذشته هم ميگفتند شهيد مطهري زندان نرفته بود اما معيار، مبارزه اعتقادي است و آقاي مصباح نيز در دوران گذشته و امروز از جهت پيشبيني و آسيبشناسي سياسي، قويترين فرد است. در دوران اصلاحطلبان هم كه بيشترين حمله به مباني اعتقادي انجام شده، 6 هزار ساعت سخنراني كرده و انديشههاي التقاطي را تبيين كردند و از اين نظر، شخصيتي را نميتوان بين تفكرات امام و رهبري با ايشان ديد و اگر بحث انتصاب محمدي عراقي مطرح ميشود به خاطر تخريب آقاي مصباح است. |
|
|
|
|
|
رضا ربع پهلوی نوشت: ما خواهان ایجاد یک حکومت سکولار و دموکراسیخواه در ایران هستیم و در این راستا از همة گروهها میخواهیم با ما همراه شوند. در همین حال یک فعال ضد انقلاب خارجنشین با ادعای خارج شدن برخی دومخردادیها از ایران طی هفته های اخیر گفت: این کار اشتباه است طرفداران کودتا باید در ایران نیز بمانند تا بتوانند نیرو جذب کنند و پلی ارتباطی بین ما و مردم ایران برقرار کنند. رضا ربع پهلوی طی مقالهای در روزنامه واشنگتن پست نوشت: ما در این زمینه از مجاهدین خلق (منافقین) نیز برای ایجاد این حکومت جدید استفاده میکنیم و حتی دوم خردادی داخل ایران نیز میتوانند با ما همراه شوند. وی گفت: دوم خردادیها باید تکلیف خود را هر چه زودتر با نظام ایران روشن کنند. رضا پهلوی در ادامه این مطلب از جهانیان خواست تا کمک کنند در ایران یک کودتای مخملی رخ دهد. پايگاه خبري شوراي هماهنگي نيروهاي حزب الله |


