تبليغاتX
((ینتقم لفاطمه (س))



 

توسط دانشمند معظم استاد حوزه و دانشگاه

 حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی(مد ظله العالی)

 

بشر بر اساس عقل و تفکر و حتی بر اساس تجربه ظاهری که در دنیا دارد دنبال این است که بهترین ها را برای آخرت انتخاب کند .

اخلاق بهترین توشه برای آخرت است و هیچ چیزی مثل اخلاق انسان را به محضر باری تعالی نمی رساند .

اخلاق هم دنیای بشر را دارد و هم آخرت او را و بشر در روز قیامت به دنبال سنگینی عمل خویش است به فرمایش رسول خدا (ص) در اصول کافی جلد 3 هیچ چیزی مثل اخلاق نیست که آنقدر میزان ترازوی عمل انسان موءمن را سنگین می کند که همه چیز را در بر می گیرد .

شرایع آسمانی حضرت حق که به تربیت بشر بر می گردد حول سه محور است :

1-اصول اعتقادی که همان احکام مربوط به عقاید بشر و عقاید باطنی که فطرت بشر بر اساس آن قرار گرفته است که به این مبحث عقل نظری گفته می شود که همان اصول دین است .

2-محور دوم که همان فروع دین می باشد مانند احکام نماز و روزه و سایر فروع دین که به این احکام عقل عملی گویند .

3-سومین محور احکام اخلاقی یا شرایع نفسانی است .یعنی مطالبی که مربوط به نفس بشر است از حیث صفات و ملکات الهی ،جالب این است که تمام کسانی که در اعتقادات وارد شده اند قائل به این هستند که علاوه بر این که محور سوم بصورت مستقل عمل می کند دو محور قبلی را نیز زیر بنا می باشد یعنی کسانی که اخلاق داشته بتشند اهل دو محور اول نیز می شوند .

پیامبر فرمود من مبعوث شده ام تا مکارم اخلاق را به تام و کامل برای شما بیان کنم ، انبیاء عظام قبلی هم برای همین مطلب آمدند و آن رسول معظم تمام کننده است و هر آنچه از خوبی هاست بیان فرموده و همه مکارم اخلاق را تبیین فرمودند .

اگر قلب بشر یک قلب صالح و اخلاقی شد اعمال آن اصلاح می شود و تمام عقایدش هم تزکیه می شود برای همین قرآن هم اول تزکیه را قرار داده است.

علت این که گاهی می بینیم حضور قلب در نماز نداریم این است که چون نماز جزء محور دوم است و وقتی روح انسان که جزء محور سوم است آماده نباشد احکام نیز ضعیف می شود و روح باید تزکیه شده باشد تا احکام محور دوم را درک کنیم .

 موحدین در عالم اگر به مقام موحدی رسیدند به خاطر این است که اول روحشان از تمام زشتی ها و پلشتی ها دور بوده است .

محور سوم ، محور اصلی و اس و اساس است انسان اگر بخواهد خدا شناس شود اول باید قلبش صاف باشد و متوجه آثار خداوند بشود از جمله وجود خودش، کسی که منکر حضرت حق می شود قلبش خراب است .

انسان در مسیر تکامل خود به مرحله مضغه می رسد که پاره گوشتی است که اگر آن سالم بود تمام بدن بشر صحیح و سالم است و اگر مریض شد تمام اجزای بدن مریض می شود .

به تعبیر ملاصدرا قلب همان روح است روح اگر صحیح و سالم شد جسم نیز سالم می شود .

بشر نیاز به اخلاق دارد اگر بشر روح و اخلاق الهی پیدا کرد هم دنیا و هم آخرت را دارد .

آیت الله مولوی قندهاری یک نکته قشنگی می فرمودند که اگر قوای روح را هر کدام در جای خودش استفاده کند روح در امان است اگر روح در امان بود جسم در امان می شود و اولیاء الهی اینها را درک کرده اند .

انسان دارای چهار قوه است :

1-عقل که هم ناظم القوا گویند و هم وزیر روح ، اگر عقلی سالم بود روح هم سالم می ماند 2-شهوت : جزء روح است و به موقع استفاده کردنش مهم است . 3- غضب  4- وهم

چشم بینای روح عقل است عقل به دنبال حسن و کفایت امور و تدبیر امور و تهیه اسباب سفر به عالم عقبی است زیرا عقل می داند که این دنیا گذراست  و کار دیگر عقل این است که می گوید کی و چه موقع از قوای دیگر بهره ببر .

حضرت شیخ مفید می فرمایند اولیاء الهی در عبادتشان به عقل سلیم عبادت می کردند یعنی عبادتشان عبادت بیهوده نیست ، مانند خوارج که عبادت می کردند و نماز شب می خواندند ولی در مقابل امامشان می ایستادند .

عقل سلیم بوجود نمی آید مگر اینکه روح الهی باشد که این عقل سلیم شهوت سلیم درست می کند و غضب سلیم درست می کند مانند ماجرای مولی الموالی در مقابل عمروبن عبدود یعنی غضب حضرت هم غضب سلیم است .عقل سلیم وهم سلیم درست می کند .

پس اخلاق همه چیز است و سنگینی اعمال در روز قیامت به اخلاق حسنه است .

روز چهارشنبه ۱۹/۴/۸۷

هیئت القائم المنتظر

ضمنا آدرس هیئت، در http://heem.blogfa.comموجود است.

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387;ساعت 19:11;  توسط علی هادیان;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387;ساعت 18:40;  توسط علی هادیان;  | 

پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی سراسر ارتش عراق، دشمن برای دست یابی به پدافند مطمئن تدابیری به کار بست؛ به گونه ای که در مناطق کوهستانی، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشت؛ و در مناطق پست، با به کارگیری موانع مصنوعی موقعیت خود را تحکیم بخشید. در عین حال، دشمن از موانع طبیعی نیز به منظور ایجاد اطمینان بیشتر بهره می گرفت. در این میان، رودخانه عریض اروند و منطقه وسیع هورالعظیم از نگرانی دشمن نسبت به تهاجم قوای ایران کاسته بود. این موضوع در منطقه هورالعظیم بیشتر مشهود بود، به طوری که دشمن هیچ گونه مانعی را برای ایجاد پدافند در غرب این منطقه در نظر نگرفته بود. عراق هرگز نمی پنداشت آب گرفتگی وسیع هورالعظیم برای نیروهای پیاده ایران قابل عبور باشد؛ و نیز گمان نمی کرد قوای مسلح ایران تلاش اصلی خود را در این منطقه قرار دهند.

هم چنین عراق در سال های سوم و چهارم جنگ تاکتیک های جدیدی اتخاذ کرد، که طبعا نیازمند به کارگیری تاکتیک ها و تدابیر جدید بود. به منظور برهم زدن معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی و به دست گرفتن ابتکار عمل، منطقه هور با سه ویژگی انتخاب گردید:

1- ضعف و ناتوانی دشمن در عملیات آبی – خاکی.

2- سرعت عمل.

3- غافلگیری.

منطقه هور با توجه به تجارب به دست آمده از عملیات رمضان تا والفجر 4 و با در نظر گرفتن توان خودی و دشمن، و نیز نقش زمین و تاثیر گذاری آن، انتخاب شد. نظر به راکد بودن نسبی آب هور و وسعت بیش از اندازه آن، که طبعاً منجر به طولانی شدن عقبه های نیروهای خودی می شد و نیز فقدان زمین مناسب جهت قدرتمندی و قابلیت های نیروهای خود (پس از عملیات رمضان تا قبل از خیبر)، از جمله شرایط و عواملی بود که موجب می شد دشمن تصور عملیات گسترده را از طرف هور نداشته باشد و همین تصور باعث گردید که عراق، از جزایر مجنون شمالی و جنوبی و شرقی دجله تنها با چند گردان پدافند نماید.

در این میان، اجرای عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شمال هور، به رغم نتایج غیرمطلوب آن، نتیجه ای بزرگ – هر چند غیر مستقیم – بر جای گذارد. عملیات در منطقه چزابه، شناسایی موقعیت ضعیف دشمن در منطقه هور را در پی داشت.

فرماندهان سپاه پاسداران که به مناسبت عملیات والفجر مقدماتی در آن منطقه حضور یافته بودند، با مشاهده نقاط ضعف دشمن، سریعاً به طراحی عملیات خیبر پرداختند و با استفاده از تجربه حاصل از عملیات والفجر مقدماتی، ضریب امنیت را شدت بخشیده و رعایت حفاظت اطلاعات را اصل قرار دادند. مضافاً به این که دو نکته مهم دیگر در دستور کار قرار گرفت. نکته اول، فعالیت های شناسایی بود که با توجه به رعایت اصل حفاظت، به نیروهای بومی سپاه خوزستان واگذار شد.

نکته دوم، تغییر در سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد قابلیت عملیات آبی – خاکی بود که باید متحقق می شد ، بر همین اساس، یگان دریایی سپاه (قرارگاه نوح) تشکیل شد. در عین حال، برای جلوگیری از هوشیاری دشمن، قرارگاه دریایی سپاه در بوشهر فعال گردید تا به این وسیله تلاش جدید به منظور افزایش فعالیت در خلیج فارس تلقی گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387;ساعت 12:35;  توسط علی هادیان;  | 

به میمنت و مبارکی وبه حول و قوه ی الهی به مناسبت فرارسیدن ماه رجب المرجب،

تالار گفتگوی این وبلاگ به آدرس http://shahidanekheybari.parsboard.com  در

تاریخ پنج شنبه ۱۳/۴/۸۷ راه اندازی شد.

از تمامی دوستان و علاقه مندان دعوت می شود جهت رونق و پر بار شدن مباحث

به این تالار تشریف فرما شوند و با ایجاد مباحث جدید و سئوالات متعدد و ارائه ی

پاسخهای مناسب به پستهای ایجاد شده به عنوان  صاحبان اصلی تالار  ،ما را 

یاری فرمایند.

با سپاس فراوان و به امید رفع شبهات از ذهن جوانان ایران زمین


 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387;ساعت 14:20;  توسط علی هادیان;  | 

رجب آمد.

خوشا به حال تو ای دوست، که این ماه را درک خواهی کرد.

روزی خواهد آمد که در آن روز مادر از هراس ،

فرزنددلبندش را رها می کند و در انتظار گرفتن نامه اعمال در اضطراب به سر می برد،

همه سر در گم و مضطر، در انتظارند تا شاید فریادرسی آنان را دریابد..

ناگاه نوایی بر می خیزد"این الرجبیّون".(کجایند اهل رجب)

و آنان که در این دنیای فانی ،در این ماه عزیز و در این رجب المرجب ،فرصتها را غنیمت شمردند و

در شبهای نورانی آن با معشوق به معاشقه برخاستند ،حال با این نوا ،با یاد آن شبها، دوباره

آرامشی تمام وجودشان را فرا می گیرد و..

.

دیگران نیز با کشیدن آهی از صمیم قلب ،آرزو میکردند که کاش ما هم از اهل رجب بودیم .

ولی چه سود که دیگر افسوس و آه ،تنها سرمایه ایست که کاری از او بر نخواهد آمد .

الهی نخواه که ما از مغبونین درگاهت باشیم.

الهی از لذت عبادت، در رجب المرجب، روزیمان گردان . 

الهی روزی که نوای "این الرجبیّون"بر می خیزد ما را هم در صف رجبیون و محشور با

ائمه معصومین (ع)قرار ده.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387;ساعت 0:56;  توسط علی هادیان;  | 

<span style='background-color:yellow'>اعتکاف</span> چیست؟

مرا مي خواني و مي دانم که بايد جواب داد و به سوي تو آمد: "يا ايهَا الذّينَ اَمَنوا امِنُوا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ايمان بياوريد." بار ديگر، خورشيد از پس استراحتي نه چندان طولاني، سر از افق بيرون مي آورد و مرا مي خواند که: برخيز، وقت بيداري است.
دفتر توسعه وبلاگ ديني در دو سال اخير - 85 و 86 - اقدام به برگزاري اعتکاف وبلاگ نويسان کرد که با استقبال گسترده ي وبلاگ نويسان رو برو گرديد. اين دفتر امسال نيز براي سومين سال پياپي تصميم به برگزاري اين مراسم معنوي براي وبلاگ نويسان در مراكز استانها دارد.

تذكر1) ظرفيت ثبت نام کنندگان محدود و اولويت با وبلاگ نويساني است که زود تر ثبت نام نمايند. مهلت ثبت نام تا بيست تيرماه 87 مي باشد.
تذكر2) برنامه ي اعتکاف براي شهرهاي تهران، مشهد، شيراز، اصفهان و قم برنامه ريزي شده است. ساير شهرها نيز در صورت به حد نصاب رسيدن ثبت نام کنندگان هماهنگ خواهد شد.
تذكر3) دفتر توسعه ي وبلاگ ديني به عنوان زمينه ساز حضور وبلاگ نويسان در اين برنامه ي معنوي مي باشد. بديهي است ساير برنامه هاي فرهنگي و اجرايي برعهده ي مساجد ميزبان خواهد بود

تلفن تماس: 7837737 0251 -- پست الكترونيك Etekaf@DiniBlog.com This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

براي ثبت نام اينجا بريد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387;ساعت 14:47;  توسط علی هادیان;  | 

دوران کودکی

به روز 12 فروردین  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلی و زیارت قبر سالار شهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید.

محمد ابراهیم در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.

هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهی می کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صمیمیتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.

پدرش از دوران کودکی او چنین می گوید: «هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه         برمی گشتم، می دیدم فرزندم تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می کرد و اگر شبی او را نمی دیدیم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود.»

اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملا فرا گیرد و برخی از سوره های کوچک را نیز حفظ کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387;ساعت 0:21;  توسط علی هادیان;  | 

 

ای دل بشارت می دهم ،خوش روزگاری می رسد

                                  یا درد و غم طی می شود ،یا شهریاری می رسد

ای منتظر غمگین مشو،قدری تحمل بیشتر

                                  گردی به پا شد در افق،گویا سواری می رسد

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387;ساعت 0:30;  توسط علی هادیان;  | 

کودک از مادرش پرسید:"چرا گریه میکنی؟"

مادر پاسخ داد:"چون یک مادرم."

کودک گفت:"نمی فهمم".

مادرش او را در آغوش کشید و گفت:"هرگز نخواهی فهمید..."

کودک از پدرش پرسید که چرا مادر بی هیچ دلیلی گریه می کند،

و تنها جوابی که از پدرش داشت این بود که همه ی مادرها همین طور هستند.

کودک تصمیم گرفت این موضوع را از خدا بپرسد:"خدایا!چرا مادرها به این راحتی گریه می کنند؟"

خدا گفت:"پسرم!من باید مادران را موجوداتی خاص خلق می کردم .

من شانه های آنها را طوری خلق کردم که توان تحمل بار سنگین این زندگی را داشته باشند ،

ودر عین حال آرام و مهربان باشند.

من به آنها نیرویی دادم که توان به دنیا آوردن کودکانشان را داشته باشند .

من به آنها نیرویی دادم که توان ادامه دادن راه را حتی هنگامی که نزدیکانشان رهایشان کرده اند،

داشته باشند ،و توان مراقبت از خانواده در هنگام بیماری ،بی هیچ شکایتی .

من به آنها عشق به فرزندانشان را دادم ،

حتی هنگامی که این فرزندان با آنها بسیار بد رفتار کرده اند .

و البته اشک را نیز به آنها دادم که منحصر به آنهاست ،برای زمانی که به آن نیاز دارند." 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387;ساعت 16:55;  توسط علی هادیان;  | 

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده،

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو یادم داده،

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره،

خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمیذاره،

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه،

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه،

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو باهمیم،

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم،

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام،

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام،

خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت،

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت،

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم،

خدا رو می خوام نه واسه روزهای تلخ آخرم،

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکّو و مقام ،

خدا رو می خوام که  تو رو نگه داره برام

تقدیم به اسوه پاکی و دنیای معرفت، همسر عزیز و فداکارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387;ساعت 15:10;  توسط علی هادیان;  |