
به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاریترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد میزند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
محمد ابراهیم همت
پربازدیدکننده ترین خبر 31 مي 2007 يكي از سایت های خبری معروف ترکیه، مربوط به چهار عکس از رئيس جمهوري اسلامي ايران بود.
به گزارش رجانيوز به نقل از وبلاگ صداي ما، با وجود اينكه این عكسها جنبه ی خبری نداشته و فقط چند تصوير آرشیوی بوده اند، حدود 90 هزار بازدیدکننده از آن ديدن كرده و از نظر تعداد بازدیدکننده حتي بالاتر از خبرهای مهم دیگر روز تركيه، مانند خبر تصویب تغییر قانون اساسی ترکیه در مجلس قرار گرفت!
از سوي ديگر حجم بالايي از نظرات كاربران (250 نظر) در ذيل اين خبر قرار گرفته و بيش از 80 درصد اين نظرات، رويكرد موافق داشته اند. ترجمه تعدادي از اين نظرات در ادامه آمده است:
توضیح : منظور نویسندگان پیامها از کلمه ی "رهبر"، مفهوم رئیس و حکمران است، نه کلمه ی "رهبر" که در داخل ايران استفاده مي شود.
- کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند.
- در ایران، احمدی نژاد و در فلسطین، هنیه. دنیای اسلام کم کم دارد روسایش را پیدا می کند.
- احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است.
- مانند پیامبرمان، زندگی ساده و متواضعانه ای دارد.
- خوش به حال کسانی که در ایران زندگی می کنند. همان طور که رسول الله فرموده: بر شما همان طور حکومت می شود که خود خواسته اید. مردم ایران لایق اویند. به نظر من او رهبر همه ی مسلمانان است.
- چنین رهبرهایی اند که پادویی دیگر کشورها را نمی کنند.
- اگر نخست وزیر ما این کار را می کرد، به جرم ارتجاع اعدام می شد!!
- این تصاویر مرا واقعاً تحت تأثیر قرار داد. ادعا می کنم در دنیای امروز، هیچ رهبری نمی تواند به عنوان تظاهر (ریائاً)، چنین رفتاری داشته باشد.
- یک مسلمان
- "دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست"
- کسانی که درهای عقل را بسته اند، از اینکه او شناخته شود، می ترسند.
- اینکه عقایدش را قبول دارم یا نه، مسئله ای دیگر است... اما از صمیمیت و تواضعش تقدیر می کنم.
- من به این آدم افتخار می کنم. فقط در عصر حاضر، دولتمردی مانند او باید بیشتر به ظاهر خود برسد تا بیشتر بتواند بر انسانها تأثیر بگذارد.
- شعر: ای شاگرد مرحوم امام خمینی! راهت باز باشد ای کسی که بر زمین سخت می خوابی! راهت باز باشد. ای کسی که نان و زیتون می خوری! تو را دوست داریم.
- - اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است.
- احمدی نژاد جنبه های دیگری هم دارد که در این نوشته نیامده. این آدم در این دنیا فقط یک خانه دارد و یک ماشین مدل 1979. طبیعی است که چنین آدمی شجاع باشد.
- این آدم می تواند موجب وحدت مسلمانها شود.
- برادرم احمد! خدا یارت!
- اگر کسی بتواند با آمریکا دربیفتد، تویی.
- کاش شیعیان علوی کشور ما هم مانند شیعیان جعفری ایران، در دین شان صادق بودند.
- مگر می شود خدا به چنین انسانی کمک نکند!؟ احمدی نژاد و احمد نجدت سزار، اسمشان به هم شبیه است. اما زندگی شان هیچ شباهتی به هم ندارد.
- مگر محمد رسول الله که لباس پینه دار می پوشید و غذایش را با فقرا تقسیم می کرد، پیامبر ما و احمدی نژاد نیست؟ "به جای اینکه از همه بترسی، فقط از خدا بترس"
- در جواب انتقادات نوشته: می گویید که او اهل سنت نیست. در حالی که به خاطر التزامش به سنت، با ورود وقت نماز، کاپشن اش را زیرش انداخته و نماز خوانده. ملتزم به سنت است. خیلی راستگو و صریح است. سیاست نمی کند، بلکه کشورش را اداره می کند. همه ی ایرانیها را به یک چوب نزنید.
- در جواب انتقادات نوشته: دوست من! اگر رهبر تو نمی تواند چنین رفتاری داشته باشد، لازم نیست حسادت کنی! اگر می گویی تظاهر است، به من بگو که چرا رهبر تو نمی تواند چنین تظاهری بکند؟
- نیازی به گفتن سخن زیاد نیست. یک کلمه: آدم کوتاه قد بزرگ.
- رئیس جمهور ما حتی وقتی به تشییع جنازه می رود هم نماز نمی خواند! مردم باید از رهبرشان الگو بگیرند؛ نمی دانم ما از چه چیز رئیس جمهورمان می توانیم الگو بگیریم؟ احمدی نژاد یک رهبر است. یک انسان. در برابر غرب، سر خم نمی کند. برای مردمش زندگی می کند و مردمش تا آخر از او حمایت می کنند.
در جواب انتقادات نوشته: کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم.
- هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
- اگر در دنیا 5-3 آدم مثل او باشد، می توان در مقابل آمریکا قد علم کرد. قبل از سخنرانی اش می گوید خدا مرا آفریده و من بنده ی عاجز او هستم. خدایا! یار و یاورش باش.
- یک کلمه بگویم: آدم است.
- حیف که بیش از یکی دو تا رهبر جسور و درستکار مانند او در دنیا وجود ندارد. رهبران ما یک صدم او هم نیستند.
- در انتخابات پیش رو، رأی ام را به احمدی خواهم داد!
- مرد که می گویند، این است. حرکت کن که هیچ کس نمی تواند جلوی تو را بگیرد.
- از زندگی خودم خجالت کشیدم. شبیه بودن به رسول الله این گونه است. خداوند به او استقامت دهد. او را الگوی رهبران سنی ما کند. آمین.
- روزی خواهد آمد که آن شخص خوابیده (منظورش عکس اول است)، دنیا را اداره خواهد کرد.
- ملت ایران انقلاب کرد و با خونش از دینش محافظت کرد. این رهبر را هم خدا به عنوان لطف به آنها داد. نشدنی است که تنبلی کنیم و بخوابیم، در عین حال انتظار چنین رهبری را داشته باشیم.
- حیران این آدم ام! بی ارزشی مادیات را به رخ تمام دنیا می کشد.
- دلش بزرگتر از حجم اش است!
- ....
در مقابل اين پيام ها، تعداد معدودي از كاربران هم به نقد احمدي نژاد پرداخته اند.
- اینکه برای رئیس جمهور ایران این قدر پیام نوشته شود، برایم قابل درک نیست. فکر نمی کردم کسی که زن ها را شکنجه می کند، این همه طرفدار داشته باشد!
- یک تبلیغات چی بزرگ است! باید به او تبریک گفت!
- بدانید که احمدی نژاد از بوش خطرناک تر است. اگر دست او باشد، در همین لحظه ریشه ی همه ی سنی ها را می کند. ساده نباشید!
- جناب سردبیر! برای چه از کسی که ملتش را اذیت می کند، خبر می نویسید؟
- در حالی که ما دنبال آزادی بیشتر هستیم، انگار در کشور، کسانی هستند که دوست دارند مانند ایران، انقلاب اسلامی رخ دهد. مرزها باز است. این دوستان بفرمایند بروند ایران!
سلسه مباحث تفسیر قرآن کریم
سوره بقره آیه ۵

جلسه این هفته :یکشنبه(۲۳/۴/۱۳۸۷)
زمان :از ساعت ۱۹ تا نماز مغرب و عشاء
مکان:تهران -حکیمیه -خیابان خرم-خیابان پیام ۱ شرقی -منزل آقای اسکندری


استاد نمونه و برتر بسیجی در سال ۸۶
حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی (مد ظله العالی)
برگزار می گردد.
مکان:پایگاه بسیج طلاب حضرت شیخ مفید(ارواحنا فداه)
زمان :هر هفته چهار شنبه ها ساعت ۱۹
آدرس:تهران .شهرک حکیمیه.فاز یک.خیابان خرم.بلوار فجر .جنب شهرداری
پلاک ۱۳ .پایگاه بسیج طلاب حضرت شیخ مفید(ارواحنا فداه)
الحمد للَّه ربّ العالمین. الحمد للَّه القاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرك الحاربین، نكال الظالمین، صریخ المستصرخین، موضع حاجات الطالبین و معتمد المؤمنین. و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابىالقاسم محمّد و على آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیین المعصومین المكرٌمین، سیّما بقیّة اللَّه فى الأرضین.
الّلهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات و اغفر لشهدائنا الابرار الاخیار.
الّلهم صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
قال اللَّه الحكیم فى كتابه: هو الذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین، لو انفقت ما فى الأرض جمیعاً، ما ألّفت بین قلوبهم و لكن اللَّه ألّف بینهم
و قال تعالى «یا ایّها النّبىّ حسبك اللَّه و من اتّبعك من المؤمنین.
دفعه گذشتهاى كه پس از ماهها توفیق شركت در این اجتماع عظیم الهى و مردمى دست داد، مصادف با آستانه عید بود و خداوند آن عید را با عیدهاى متوالى دیگر، چه در صحنههاى نبرد و چه در میدان فعالیتهاى داخلى همراه كرد. این دفعه مصادف با سالگرد خاطره پرشكوه نیمه خرداد است. نیمه خرداد هم اگر چه به اعتبارى یك عزاى فراموش نشدنى است، اما به اعتبارى یك عید فراموش نشدنى و تاریخساز است.
ماه خرداد ماه خاطرههاست؛ نیمهى خرداد 1342، نیمهى خرداد 1354 كه حادثهى خونین مدرسهى فیضیه براى دومین بار پیش آمد، و حوادث خرداد سال گذشته كه سرآغاز انقلاب سوم ملت ایران بود؛ كور كردن خط نفاق و التقاط و نفوذ و بیرونراندن خیانتكارانى كه فرصتطلبانه بر این مردم جفا مىكردند. از تصادفهاى شگفتآور یكى این است كه قیام میرزا كوچكخان جنگلى در پنجاه سال قبل تقریباً، كه یك قیام اسلامى و مردمى بود، در خرداد واقع شده است. همچنین درگیرى غمانگیز میان اسرائیل و اعراب در سال 1346، كه مصادف با 1967 مسیحى است، در خرداد واقع شد.
امسال خرداد ما خاطرههاى دیگرى هم دارد. اوّلاً مصادف شد طلیعهى خرداد با بزرگترین پیروزیهاى جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و فتح خرمشهر. این خاطره هم در لیست خاطرههاى خرداد ثبت شد. و بالاخره خرداد امسال با سالگرد ولادت حضرت بقیةاللَّهالاعظم حضرت مهدى «روحىفداه و عجلاللَّهفرجه» مقترن و برابر است.
همه این خاطرهها به نحوى به یكدیگر مربوط مىشود، اما من مایلم دربارهى حادثهى 15 خرداد قدرى صحبت كنم، چون از خاطرههاى بسیار مهم و تعیینكنندهى انقلاب ماست و بعد، مطلبى را كه در انقلاب ما و در 15 خرداد به وضوح دیده شده است و قرآن هم به این مطلب اشاره دارد، براى شما برادران و خواهران عزیز مطرح كنم تا براى خط مشى آیندهى ما، ملت و هم دولت، درسى باشد.
15خرداد یك قیام مردمى بود. علت این قیام هم این بود كه در روز عاشوراى آن سال كه مصادف با سیزدهم خرداد مىشد، امام امت حقایق افشا نشدهى تا آن روز را با مردم بىواسطه در میان گذاشتند، كه در بارهى این ارتباط بىواسطهى امام و امت حرفى دارم كه عرض مىكنم. در این گفتار، كه توصیه مىكنم اگر نوار قابل فهمى و سالمى از آن هست، رسانههاى همگانى آن را پخش كنند تا مردم بفهمند كه نوزده سال قبل امام چه مىگفتند، حقایقى را بیان كردند كه این حقایق، آنروز براى خیلىها حتى دستاندركاران سیاست، قابل فهم نبود. اگر حافظه خطا نكرده باشد، جملات امام اینها بود كه «اسرائیل مىخواهد در ایران قرآن نباشد. اسرائیل مىخواهد در ایران روحانیون نباشند. اسرائیل مىخواهد در ایران اسلام نباشد.»
آن روز براى خیلىها این مطلب قابل فهم نبود كه اسرائیل كجا، ایران كجا؟ و اسرائیل چه دشمنى با قرآن و با روحانیت دارد آن هم در ایران؟ حساسیت دستگاه در مقابل این مطالب به قدرى بود كه شب بعد از این سخنرانى، یعنى شب نیمهى خرداد كه مصادف با دوازدهم محرم بود، امام را دزدانه، نیمهشب از منزلشان در قم ربودند و به تهران آوردند و زندانى كردند. روز نیمهى خرداد مردم به مجرد این كه فهمیدند كه امام دستگیر و ربوده شده است، بدون این كه فرماندهىاى، رهبرىاى از سوى شخصیتى، از سوى حزبى، گروهى وجود داشته باشد، به خیابانها ریختند. در تهران، در قم، در شیراز، در مشهد، در بعضى شهرهاى دیگر و حتى در بعضى از روستاها در ورامین.
و دستگاه جبار كه باور نمىكرد نفوذ روحانیت و مرجعیت در این حد باشد، غافلگیر شد و دست به یك عمل تند وحشیانهى حساب نشده زد. مردم را در خیابانها و میدانها به رگبار بستند و آن روزها رقم پانزده هزار شهید در زبانها مىگشت.
این قیام یك نقطهى عطف شد. اگر چه عدهاى را مرعوب كرد، اما خط مبارزه را روشن و واضح كرد. از آن روز حركت انقلابى مردم ایران كه از تقریباً نه ماه قبل از آن یا یك سال قبل از آن به تدریج آغاز شده بود، شكل قطعى و جدى گرفت و این قیام به انقلاب 22 بهمن منتهى شد و در مئال، جمهورى اسلامى را به وجود آورد.
گزارش حادثه به اجمال این است، اما تحلیل حادثه بسیار تحلیل جالب و شیرینى است كه باید بنشینند آنها كه در متن واقعه بودهاند و با چشم تیزبین حوادث را دیدهاند، شهادت خود را بنویسند تا تاریخ روى 15 خرداد قضاوت كند.
در 15 خرداد سه عنصر وجود داشت. یكى عنصر مردم بود، یكى عنصر رهبر و امام بود و سومى عنصر انگیزهى مذهبى و روح شهادتطلبى و فداكارى براى خدا بود. نطفهى انقلاب ما با این سه عنصر بسته شد. وقتى مىگوئیم مردم بودهاند، معنایش این است كه هیچ یك از احزاب و گروهها و دستهجات سیاسى و سردمداران سیاسى و مدعیان مبارزه و مقاومت در این حركت مردمى كوچكترین نقشى نداشتند. نه آن كسانى كه با انگیزهى ملىگرایى حركت مىكردند و نه آن كسانى كه با انگیزههاى مادى و ماركسیستى راه مىرفتند و نه حتى آن گروههایى كه با انگیزههاى مذهبى و اسلامى تشكلى داشتند. هیچ كدام در این خیزش عمومى خونین پرشكوه كمترین تأثیرى نداشتهاند. چرا، تأثیر منفى بعضى از گروهها داشتند.
فرداى 15 خرداد تحلیلگران مادى معتقد به اندیشههاى خرافى الحادى به كمك دستگاه جبار آن روز رفتند و براى او حادثه را تحلیل كردند. حادثه دینى بود، آن را طبقاتى و اقتصادى و از این قبیل تحلیل كردند و در حقیقت آب به آسیاب دستگاه جبار ریختند. هیچكس به كمك این قیام نیامد جز مردم و جز رهبران دینى مردم.
شكى در این نیست كه در حادثهى 15 خرداد و جریانهایى كه از آن منشعب مىشد، جز علماى اسلام، روحانیون مبارز و كسانى كه آمادهى جانبازى براى اسلام بودند، هیچكس نقش گرداننده نداشت.
15 خرداد گذشت، این سه عنصر در جامعه باقى ماند. حركت انقلابى ما با همین سه عنصر كه نطفهى اصلى انقلاب ایران را تشكیل مىدادند، به راه خود ادامه داد. در طول این مدت بیشترین كسانى كه كار فكرى اسلامى و سیاسى مىكردند و مردم را براى یك حركت عظیم عمومى آماده مىكردند، علماى اسلامى، طلاب جوان، گویندگان مبارز در سطوح مختلف علمى بودند. دیگران هم در بعضى از قشرها كمتر، در بعضى بیشتر، تلاشهایى داشتند، اما آنچه به تلاش روحانیون یك امتیاز مىبخشید، این بود كه آنها با مردم روبرو مىشدند و ذهن مردم را آماده مىكردند.
اگر این كار مستمر 15 ساله در شهرها، دهات، دورافتادهترین نقاط كشور نمىبود، انقلاب ما در 22 بهمن با پاسخ عمومى ملت روبرو نمىشد. مردم بدون اطلاع و شناخت حركتى نمىكنند. آن كه به این مردم اطلاع و شناخت داده بود در طول پانزده سال، همان پیامآوران انقلاب و اندیشهى انقلابى از حوزهى علمیهى مقدسهى قم و بعضى از حوزههاى دیگر بودند. در طول این مدت امام رهبرى كرد و در طول این مدت فكر اسلامى بهوسیلهى همین رُسُل انقلاب پخته شد. در 22 بهمن با آمادگیهاى سال 56 و 57 این سه عنصر در حد رشد و كمال، انقلاب را به وجود آوردند.
پس انقلاب ما هم یك انقلابى بود كه بر مبناى اسلام، امام و امت استوار بود. چون قیام نخستین، اسلامى و مردمى بود، انقلاب هم اسلامى و مردمى شد. و چون انقلاب، اسلامى و مردمى بود، حكومتى هم كه بر مبناى آن انقلاب به وجود آمد، اسلامى و مردمى شد؛ یعنى جمهورى اسلامى. و چون رهبرىِ عظیمِ بصیرِ هوشمندانهى متوكلانهى امام امت از آغاز با این انقلاب و قیام همراه بود و او را تغذیه مىكرد، در جمهورى اسلامى رهبر آن نقشى را كه همه مىدانید و لمس مىكنید، به خود گرفت.
بنابراین حركت طبیعىِ قیام 15 خرداد به آن چیزى رسید، به آن واقعیتى منتهى شد كه امروز تمام دنیاى كفر و الحاد را متوحش كرده است و سردمداران استكبار جهانى را به دفاع از خود واداشته است.
ما امروز مرهون قیام 15 خردادیم. امروز جمهورى ما یك جمهورى به معناى واقعى است. یعنى مردمى است. این را شما مىدانید و لمس مىكنید، اما من همان دانستهى شما را به زبان مىآورم. این برگى از تاریخ است. حقیقتى است كه باید آیندگان هم آن را لمس كنند. جمعبندى كارهاى امروز ملت و دولت این است كه جمهورى اسلامى امروز از همه جهت مردمى است، داراى جهاد مردمى است.
این جبهههاى جنگ كه پر است از مردم غیر موظف، یعنى غیر نظامیانى كه به عشق فداكارى، سلاح به دست گرفتهاند و در خدمت انقلاب مىجنگند. انفاق مردمى در پشت جبههها، مردم هر چه دارند، مىدهند. خاطرهى آن انگشترها و دستبندها و گردنبندهاى طلاى زنان جوان ما كه مخلصانه و متواضعانه نثار پاى رزمندگان مىشود، فراموش نشدنى است.
خاطرهى پدران و مادرانى كه فرزندان خود را تقدیم انقلاب مىكنند و در مقابل اسلام و انقلاب آنها را قربانى مىكنند، از یاد نرفتنى است. خاطرهى آن مرد آلاسكافروشى كه پسرش را به قربانگاه عشق فرستاده است و بعد از شهادت این پسر، دو هزار تومان پول باقیماندهى از او را براى رد مظالم به شخص مورد اطمینانش مىدهد و وقتى از او مىپرسند تو خودت كه مستحقى، مىتوانى بردارى این پول را، استنكاف مىكند و وقتى مىپرسند غیر از آلاسكافروشى شغل دیگرى هم دارى؟ مىگوید نه، دكان آلاسكافروشى را هم چون خلاف مقررات باز شده بود، بستهاند. گله هم نمىكند. مىگوید دولت امروز سرگرم كارهاى بزرگ است. اگر به كار من نرسد، مهم نیست. خاطرهى این انسان بزرگ و میلیونها انسان بزرگ مانند او از حافظهى تاریخ زدوده نشدنى است.
جهاد مردمى، انفاق مردمى، انتخاب مردمى. مردم انتخاب مىكنند، هم افراد را براى نمایندگى از خود، براى ریاست جمهورى، هم انتخاب مىكنند خط مشیها و راهها را. به طورى كه اگر مردم بر اساس تحلیلى كه از مجموع اوضاع دارند، به یك نتیجهى سیاسى و قضاوت سیاسى برسند، مسئولان از آن تصمیم سیاسى مردم تخطى نمىكنند. انتخاب مردمى. اغماض و گذشت مردمى. گرفتاریها را تحمل مىكنند، كمبودها را مىبینند و تحمل مىكنند، زیرا مىگویند مسئولان مشغولاند و باید اغماض كرد.
حكومت مردمى؛ یعنى مسئولان حكومت در شیوه و روش و منش با مردم یكساناند. و این یكى از افتخارات جمهورى ماست. یعنى امروز مسئولان درجهى یك كشور براى خودشان یك حیثیتى به خاطر این مسئولیت قائل نیستند. یعنى نخستوزیر مملكت پهلوى یك كارگر یا یك پیشهور یا یك دانشجوى ساده مىنشیند، با هم بحث مىكنند. نه او یادش مىآید كه این نخستوزیر است و نه خود نخستوزیر یادش مىآید؛ مثل دو تا برادر، به شكلى كه در هیچ جاى دنیا امروز وجود ندارد با هم برخورد مىكنند.
اینها خاصیت مردمى بودن است. این مردمى بودن توانسته است جمهورى را تا امروز نگه بدارد. بدانید برادران و خواهران عزیز من در سرتاسر كشور كه اگر انتخاب شما و جهاد شما و انفاق شما و كمك شما و اغماض شما و حمایت شما و حضور شما در همهى صحنهها نمىبود، ما در مقابل دشمن این قدر احساس قدرت نمىكردیم. امروز ما در مقابل قوىترین قدرتهاى عالم، یعنى در مقابل امریكا، احساس قدرت مىكنیم. علت این احساس قدرت این است كه شما هستید. یعنى یك نیروى لایزال و تمام نشدنى. اگر شما بىتفاوت بودید، اگر به جنگ و صلح و انفاق و آباد كردن و عمران و سازندگى بىاعتنا بودید، قطعاً هیچكس نمىتوانست از مسئولان ادعا كند كه در مقابل این تهاجم عظیم همهجانبهاى كه امروز از طرف قدرتهاى بزرگ به ما مىشود، قابل تحمل است؛ حضور شماست.
امروز ما در مقابل قوىترین قدرتهاى عالم، یعنى در مقابل امریكا، احساس قدرت مىكنیم. علت این احساس قدرت این است كه شما هستید. یعنى یك نیروى لایزال و تمام نشدنى. اگر شما بىتفاوت بودید، اگر به جنگ و صلح و انفاق و آباد كردن و عمران و سازندگى بىاعتنا بودید، قطعاً هیچكس نمىتوانست از مسئولان ادعا كند كه در مقابل این تهاجم عظیم همهجانبهاى كه امروز از طرف قدرتهاى بزرگ به ما مىشود، قابل تحمل است؛ حضور شماست.
یك مثال جنگ امسال و جنگ پارسال را مىزنم برایتان. ما از امسال تا پارسال تجهیزات جنگى بیشترى نداریم، مهمات و ابزار و تانك و هواپیماى بیشترى نداریم، چرا ما پارسال در میدان جنگ در فضاى حزن و اندوه به سر مىبردیم و امسال همه جاى صحنهى نبرد به ما لبخند مىزند؟ چرا؟ چرا پارسال خبر از پیروزیها نبود یا بسیار كم بود؟ چرا پارسال براى ما خرمشهر، خونینشهر بود؟ و هویزه و ایستگاه حمید و عینخوش و بسیارى از این مناطق دستنیافتنى بود؟ امسال همهى اینها زیر پاى فرزندان عزیز این كشور مىخندد، چرا؟
علت این است كه در سال گذشته مسئولان خیانتكار، آنهایى كه سررشتهى امور در جنگ صد درصد به دست و تدبیر آنها بود، حاضر نبودند براى نیروهاى جنگندهى مردمى اعتبارى قائل بشوند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، این نیروى جان بركف، سال گذشته از طرف آن فرارى نگونبخت و همكاران و همفكرانش جدى گرفته نمىشد. این بود كه خود را از یك نیروى عظیم محروم كرده بودند. دشمن به ما ضربه مىزد. امسال آنهایى كه تدبیر و ادارهى این حركت عظیم را در دست دارند، احساس كردند كه یك نیروى عظیم را باید وارد كار كنند و كردند. در كنار نیروى ارتش مجهز و فداكار ما، نیروى بزرگ نیرومند سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسیج مستضعفان وارد كار شد.
پارسال یك گلولهى خمپاره براى سپاه گرفتن، به قدر یك میدان از دشمن گرفتن زحمت داشت. امسال سپاه و ارتش در كنار یكدیگر، با یكدیگر، با فرماندهى واحد، دوش به دوش دارند حركت مىكنند. وقتى نیروى مردم در جنگ دخالت داده مىشود، كه ما سپاه را از نیروهاى مردمى مىدانیم چون یك نهاد انقلابى است و همچنین بسیج، وقتى این وارد میدان شد، وضع میدان به این شكل عوض شد.
در همهى صحنههاى سیاست داخلى و خارجى ما نقش مردم همین اندازه تعیین كننده است و این جاست كه ما مىرسیم به مضمون آن آیهاى كه در طلیعهى خطبه تلاوت كردم كه خداى متعال به رسول اكرم مىفرماید: «هو الذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین» خداوند تو را با پیروزى خودش، با یارى خودش و با مؤمنان كمك كرد. یعنى پیروزى الهى و نصرت الهى در كنار مؤمنان. مؤمنان ا?ن قدر بها داده مىشوند در قرآن. «یا ایّها النّبى حسبك اللَّه و من اتّبعك من المؤمنین» خدا و مؤمنان تو را بس.
این حرف كوتاه انقلاب ماست. خلاصهى جمهورى ما این است؛ خدا و مردم. سیاست نه شرقى و نه غربى ما بر روى این پایه استوار است؛ خدا و مردم. ما این دو عنصر شریف را كه مىتوانند حركت انقلاب اسلامى ما را روزبهروز گسترش و عمق بیشترى بدهند، نباید از دست بدهیم.
خدا متجلى در نظام الهى و احكام الهى است كه قانونگذاران و مجریان باید آن را مراعات كنند و مردم یعنى همین حضور عظیم مردم از همهى قشرها و طبقات. الآن شما توى این صحنهى عظیم نماز جمعه نگاه كنید. ببینید از همهى قشرهاى مردم در كنار شما هستند. از شهرى، روستایى، عشایرى، پیر، جوان، زن، مرد، دانشجو، كارگر، پیشهور، روحانى، كشاورز، از همهى قشرهاى اجتماعى، مستوره و نمونهاى در این عرصهى عظیم جمعاند. این یك چیز استثنایى فوقالعادهاى است كه دنیا نظیرش را ندیده است جز در صدر اسلام.
صدر اسلام هم پیغمبر اكرم با مردم سر و كار داشت و امام امت این راز را كشف كرد. شما وقتى در روش و شیوهى مبارزهى امام مطالعه مىكنید، این را مىبینید. این جزو الهامات الهى است كه امام از آن برخوردار شد. با مردم كار كرد. از روز اول خطاب امام به مردم بود. تا امروز هم امام خودش را از مردم جدا نمىكند. قابل جدایى نیست. امام از مردم است و مردم از اماماند.
اگر امام مثل سیاستبازان حرفهاى و آنهایى كه همان روز هم اشتباه كردند و مانند آنهایى كه هنوز امروز در دنیا دارند اشتباه مىكنند، به سراغ برگزیدگان و زبدگان و سابقهداران و مدعیان مىرفت، یقیناً شكست مىخورد. اما امام این راز بزرگ الهى تاریخى را كشف كرد. همچنانى كه همهى پیغمبران این كار را مىكردند: «و وضعوا اجنحتهم للمؤمنین و كانوا اقواماً مستضعفین»(59) امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه مىفرماید: «پیغمبران در مقابل مؤمنین خاضع بودند، در حالى كه آن مؤمنین از اقوام مستضعف بودند»؛ مستكبرین و متمكنین نبودند. با همین عامهى مردم و قشرهاى وسیع مردم كه اكثریت افراد یك جامعه را تشكیل مىدهند، انبیاء سر و كار داشتند. پیغمبر ما هم سر و كار داشت، امام امت هم در این روزگار سر و كار دارد. و باید این رابطه بماند میان دولت و مسئولان و مردم. باید این رابطه ضعیف نشود. رگ اصلى انقلاب ما همین رابطه است.
و من دو نكته را اینجا بگویم كه در حقیقت نتیجهگیرى از این تحلیل و نگاه به قیام و انقلاب ماست. نكتهى اول این است كه مسئولان دولتى باید بدانند، كه البته بحمداللَّه مىدانند، كه مشروعیت آنها از مردم است. فلسفهى وجود آنها مردماند. تمام همت خودشان را باید به كار ببرند براى آسایش مردم و مردم یعنى اكثریت مردم. آنهایى كه احتیاج به مراقبت و حمایت دارند. یعنى محرومان، ستمدیدگان، از پا افتادگان، محتاجان، اینها. ما مستضعف سیاسى نداریم، این را بارها گفتهام، اما مستضعف مالى داریم؛ مستضعفان مالى.
بنابراین این خط اصلى دولت است. در درجات بالاى دولت این یك واقعیت است، همانطور كه قبلاً اشاره شد، اما در مسئولان دولتى در سراسر كشور، اگر چه باز هم فرهنگ غالب همین است، لكن گاهى تخلفهایى دیده مىشود.
و من اینجا به عنوان یك برادر مسلمان و نیز به عنوان یك مسئول در جمهورى اسلامى به كلیهى مسئولان ادارات و سازمانهاى دولتى و همهى كسانى كه از طریق اقتدار دولتى با مردم به نحوى سر و كار دارند، هشدار مىدهم. نبادا مردم را از خودشان برنجانند. نبادا از مراجعهى مردم خسته بشوند. نبادا كار خودشان را بر كار مردم مقدم بدارند. ممكن است مراجعه كنندهاى كه مراجعه مىكند به یك ادارهاى، در آن حرفى كه مىزند، ذىحق نباشد. ممكن است تندى كند. ممكن است زیادتر از حقش بخواهد. هیچ كدام از اینها نباید موجب آن بشود كه مسئول، مراجع مردمى را از خودش برنجاند. زیرا اصل مردماند. آن كه نمىداند، آن كه بیش از حق مىخواهد، باید او را متوجه و متنبه كرد.
مطلب دوم كه بسیار مخصوصاً در این روزها مهم است، این است كه دشمن چون مىداند كه عنصر مردمى بودن نجاتبخش این انقلاب و تضمین كنندهى آن است، مىخواهد این را از این انقلاب بگیرد. حواستان جمع باشد. این دیگر خطاب به عامهى مردم از همهى قشرها و گروههاست. حضور شما در صحنهى جهاد، در صحنهى انفاق، در صحنهى انتخاب و در همهى صحنههاى دیگر در دشمن این فكر را به وجود مىآورد كه باید كارى كند كه این حضور از بین برود. و این به چند طریق ممكن است. یا شایعهپراكنى مىكنند؛ فلان مسئول چنین گفت، رئیس جمهور چنین كرد، نخستوزیر چنین كرد. یا تفرقهافكنى مىكنند. بین گروهها اختلاف مىاندازند. بین قشرها، اصناف، افراد، ادارات، اختلاف مىاندازد. بین كارگران و مدیران، بین كاركنان سازمانهاى دولتى و مسئولان، بین انجمن اسلامى و كاركنان، بین نهادهاى دولتى با هم، بین مردم و نهادهاى دولتى، هر جور بتوانند اختلاف ایجاد مىكنند. این را شما به گوش داشته باشید. هر حرفى، هر پیشنهادى، هر اقدامى كه در آن بوى تفرقه و اختلاف هست، از سوى دشمن است. چه زنندهى آن حرف و دهندهى آن پیشنهاد خودش بداند و چه نداند. تا دیدید چنین چیزى مطرح شد، فوراً هوشیارانه آن را دفع كنید. نگذارید اختلاف ایجاد بشود. اختلاف از شیطان است. وحدت میان مؤمنان از خداست. جند شیطان را از بین ببرید. اگر توانستید این وحدتى را كه وجود دارد، حفظ كنید، مردمى بودن این انقلاب حفظ خواهد شد. یا به وسیلهى تفرقهافكنى دشمن سعى مىكند مردم را از صحنه خارج كند، یا به وسیلهى دلسرد كردن مردم. كارى نشده، چه كردند؟ یا به وسیلهى شایعهپراكنى و اشاعهى دروغ. احیاناً بزرگ كردن نقطههاى ضعف كوچك. یا به وسیلهى تخریب، ارعاب، توى مسجد بمبگذارى كردن، تا مردم بترسند، مسجد نروند. غافل از اینكه این مردم به جبهه مىروند، توى مسجد كه دیگر بیشتر از جبهه انفجار نیست.
دشمن، یعنى به طور آشكار آمریكا، سلطههاى ضد اسلامى دیگر، عوامل داخلى، گروهكها، منافقین و غیرُهِم همه در صدد این هستند كه به نحوى این حضور مردمى را از ما بگیرند. ما باید در مقابل آنها بایستیم و این حضور مردمى را حفظ كنیم. مردمى بودن، راز اصلى انقلاب ماست و همه از بالاترین سطوح كشور تا مردم عادى موظفند این حضور عمومى را حفظ كنند.
آيد آن روزي 
آيد آن روزي كه من هجرت از اين خانه كنم از جهان پر زده در شاخ عدم لانه كنم
رسد آن حال كه در شمع وجود دلدار بال و پر سوخته كار شب پروانه كنم
روي از خانقه و صومعه برگردانم سجده بر خاك در ساقي ميخانه كنم
حالي حا صل نشداز موعظه صوفي و شيخ روبه كوي صنمي واله وديوانه كنم
گيسوي و خال لبت دانه و دامند چسان مرغ دل فارغ از اين دام و از اين دانه كنم
شود آيا از اين بتكده بربندم رخت پر زنان پشت بر اين خانه بيگانه كنم
غزل منتشر نشده از حضرت امام خميني (ره)
حوزه علمیه امام مهدی(عج)برگزار می کند:
فاطمیه دوم
سخنران:
حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی(مد ظله العالی)
(ریاست محترم حوزه علمیه امام مهدی"عج")

مداح:کربلایی محسن حیدرزاده
تاریخ ۱۴/۳/۸۷ تا ۱۹/۳/۸۷
بعد از نماز مغرب و عشاء(به مدت ۶ شب)
نشانی:
تهران.خیابان دماوند-چهار راه خاقانی-خیابان خاقانی-فلکه آشتیانی
فلکه اطلاعات-خیابان شهید شواخ -کوچه غزالی غربی -پلاک ۱۳۰
يك روزنامه دوم خردادي اخيراً در قالب مقاله اي با عنوان «از شعارهاي آرماني تا مشكلات موجود» بار ديگر نقد غيرمنصفانه خويش را در قبال عملكرد دولت كنوني به رخ كشيد.
در اين مقاله، نويسنده با تعريف و تمجيدهاي جالب توجه از دولت هشتم مي نويسد: «... فرصت تاريخي و بي سابقه ايران براي توسعه و شكوفايي در دوران هماهنگ دولت نهم و مجلس هفتم و ساير قوا و شرايط بسيار مساعد اقتصادي، سياسي و اجتماعي به جاي مانده از دوران اصلاحات و خصوصاً دولت آقاي خاتمي به راحتي از كف رفت».
جالب اين كه نگارنده در ادامه با اذعان به نيت خيرخواهانه و عدالت طلبانه دولت نهم و شخص رئيس جمهور، اقدامات اين دولت را بي نتيجه تلقي كرده و گفته است: «عملكرد غيرعلمي، بي برنامه و فردگراي دولت نهم در عرصه اقتصاد، صداي همگان از مردم گرفته تا ساير نهادها را درآورده و امروز اوضاع اقتصادي كشور و شاخص هاي مهم اقتصادي به حد نامطلوبي رسيده است. شايد بهتر باشد كه بگوييم اين شرايط ناگوار اشك همه را جاري ساخته است.»
در رابطه با ادعاهاي اين روزنامه مبني بر ناكارآمدي دولت نهم، ذكر چند نكته - اگر چه اختصار - براي روشن شدن ابعاد مسئله ضروري است؛
۱. نويسنده يادداشت مورد اشاره ضمن سياه نمايي عملكرد دولت، حتي رئيس جمهور را به اختناق متهم كرده و از بسته بودن راه انتقاد براي همه - از سياسيون تا توده مردم - سخن گفته و اين درحالي است كه مشي دولت دكتر احمدي نژاد خلاف اين ادعا را نشان مي دهد؛ چه آن كه حركت بديع نشست چندين ساعته رئيس جمهور با منتقدان اقتصادي، همچنين پاسخگويي مداوم ايشان به مسائل جاري كشور در رسانه هاي عمومي و بويژه صدا و سيما روحيه انتقادپذيري اين دولت را بخوبي نشان مي دهد.
۲- نويسنده مورد اشاره، همچنين خود را در مقام سخنگوي ۷۰ ميليون ايراني فرض كرده و از نارضايتي همه مردم دم زده است.
مسئله وقتي جذاب تر مي شود كه بدانيم اين فرد و هم مسلكان سياسي اش بارها از اين كه جناح مقابل، خود را قيم مردم معرفي كند، گلايه و با طرح اين گفته كه مردم قيم نمي خواهند، خود را حامي يگانه حقوق مردم قلمداد كرده اند. از اين رو بايد گفت: بي ترديد، وجود چنين روحيه طلبكارانه و قيم مآبانه اي در ميان نويسندگان و اهالي مطبوعات جناح موسوم به اصلاح طلب، از اساس با اصلاح طلبي و حقمداري منافات دارد و اميد مي رود كه اين مشي نادرست در آينده نزديك اصلاح شود.
۳- نگاه به برخي آمارهاي اقتصادي دولت نهم، بخوبي نادرستي ادعاي اين دوستان را مشخص مي كند كه در اينجا به مهم ترين آنها در سال گذشته اشاره مي گردد؛
الف) بر اساس آمار، نرخ بيكاري در سال ۸۶ در مقايسه با سال ۸۵ ، ۰/۷ درصد كاهش داشته است كه كارشناسان اقتصادي دليل آن را افزايش فرصت هاي شغلي ايجاد شده در اثر افزايش رشد توليد و نيز اجراي سياست هاي فعال بازار كار دانسته اند.
ب) بر اساس محاسبات فصلي اقتصاد ايران، توليد ناخالص داخلي كشور در سال ۸۵ در مقايسه با سال ،۷۶ رشدي ۷/۶ درصدي را نشان مي دهد، ضمن آن كه به گفته وزير سابق امور اقتصادي و دارايي، ميانگين رشد اقتصادي در دو سال اول خدمت دولت نهم در مقايسه با دو سال دولت قبل بيشتر بوده است.
روزنامه ايران > شماره 3942 9/3/87 >
دبيركل سازمان غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت با انتشار مطلبي در سايت ضدانقلابي روزآنلاين خواستار به رسميت شناخته شدن حقوق بهائيان در ايران شد!
وي در دفاع از فرقه ضاله بهائيت نوشت: بهائيان به صرف اين كه در اين چارچوب ملي به دنيا آمده و در آن زيست مي كنند، حقوقي متفاوت از ساير ايرانيان ندارند و از اين رو هرگونه تعقيب و آزار آنان به علت باورهايشان، ناديده گرفتن اصول مبنايي ملت- دولت در عصر جديد است.
دبيركل سازمان غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت سپس با زير سؤال بردن قانون اساسي - كه در آن فرقه بهائيت به رسميت شناخته نشده است- جمهوري اسلامي ايران را نظامي فرقه گرا(!) خواند و اظهار داشت: مساله اي كه نظام بايد تكليف آن را روشن كند اين است كه آيا حقوق برابر ايرانيان در جمهوري اسلامي امري به رسميت شناخته شده است و يا اين كه نظام سياسي ايران بدون توجه به مليت ايراني، صرفا داراي ماهيتي مذهبي و فرقه اي است؟ پاسخ صريح به اين پرسش زمينه ساز شفافيت در بسياري از امور ديگر هم خواهد شد.
او در ادامه مدعي شد: بحث حقوق بهائيان به عنوان معياري براي سنجش صداقت و بي طرفي مسلمانان مدافع حقوق بشر در ايران درآمده و نهادهاي حقوق بشر بين المللي و كشورهاي غربي نيز نحوه برخورد با بهائيان را يكي از شاخص هاي عمده رعايت حقوق بشر در ايران مي دانند(!)
ظاهرا غاصبان عنوان «دفتر تحكيم وحدت» تلاش دارند تا دايره تحكيم وحدت خود با دشمنان ملت ايران را تا فرقه ضاله بهائيت هم گسترش دهند!
روزنامه كيهان > شماره 19095 6/3/87
چند روز پیش همه ی دنیا ناکامی این ثروتمند بزرگ روسی را در مقابل
تیم منچستر به چشم دیدند.
و جالب است بدانید دلیل این ناکامی همین ثروت زیاد این آقا بود .
می پرسید چگونه ؟برایتان می نویسم.
اگر کمی به قبل برگردیم به یاد می آورید که این آقا برای به دست آوردن
بازیکن محبوب تیم بولتون یعنی نیکولاس آنلکا چه تلاشی به خرج داد
و چگونه با صرف هزینه ی ۱۵ میلیون پوند یعنی حدود ۲۲ میلیون یورو
در زمستان پارسال و در نیم فصل ،علی رغم میل باطنی مسئولان بولتون
و فقط به وسوسه ی پول زیادی که به این واسطه گیر آنها می آمد،
توانست این بازیکن را به خدمت بگیرد .

مطمئنم اگر آن روز می دانست قرار است در روز فینال جام قهرمانی
باشگاههای اروپا ،آن هم در آخرین لحظات بازی و فقط برای زدن پنالتی
این بازیکن به بازی بیاید و در آخرین ضربه ی پنالتی ،قهرمانی را از
آبیهای چلسی بگیرد،هیچگاه حاضر به خرید او نمی شد .
در آن لحظه (هنگام خراب کردن ضربه ی پنالتی)تنها چیزی که
به ذهنم خطور کرد این بود که پول زیاد همیشه هم باعث
خیر صاحبش نیست.
حالا به این آقا توصیه میکنم که در خرید جدید خود که ظاهرا
رونالدینیو بازیکن مصدوم بارسلوناست،دقت بیشتری کند
تا این بازیکن هم همانگونه که در عکس با زبان خود خیلی چیزها
را گفته در عمل نیز همینگونه نشود.

