بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)در خصوص انتخاب کاندیدای اصلح:
"بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد... سادهزیست باشد، و خودش از درد مردم احساس درد کند."
به گزارش برنا، مهدي محمدي دبير سرويس سياسي روزنامه کيهان طي يادداشتي با عنوان " تأسف، حيرت و شرم" در شماره امروز اين روزنامه، به تحليل رفتار انتخاباتي ميرحسين موسوي کانديداهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پرداخته است.
با نگاه و تأمل در آنچه نامزدهاي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري تاکنون در برنامه هاي انتخاباتي خود در صدا و سيما گفته اند يا پروژه هاي تبليغاتي که در چند هفته اخير اجرا کرده اند، انواعي از حالت هاي ذهني ممکن است به آدمي دست بدهد. مي توان «متاسف» شد از اينکه چگونه کساني يک شبه به خرمن زهد و آبروي 20 ساله آتش مي زنند به طمع رايي که معلوم نيست اساسا جمع شدني هست يا نه و دروغ، ظاهرا فروزان ترين مشعلي است که قرار است آن خرمن را بسوزاند. دروغ راي جمع نمي کند چون نمي توان بيش از چند روز بر آن استوار ماند و بالاخره مردم مي فهمند که آن عدد کذايي تا ديروز 200 ميليارد دلار بوده و حالا ظرف چند روز شده 300 ميليارد و اخيرا 400 ميليارد دلار، و از خود مي پرسند آيا گوينده اين سخنان «عدد» نمي داند؟! «تهمت» کبريت دوم است که آن هم جز اينکه برکت امور را بستاند فايده اي نخواهد کرد. اگر اين مرد آن مقدار پول را حيف و ميل کرده، پس اين همه پروژه استاني در شهر به شهر و روستا به روستاي اين ملک چگونه تأمين مالي مي شود؟ يا افزايش چشمگير حقوق بازنشستگان و کارمندان دولت که تا امروز با سيلي صورت خود را در مقابل اهل و عيال سرخ نگه مي داشتند و حالا کمي رنگ به رخسارشان آمده، چگونه ممکن شده است؟ سهام عدالت و اعتبارات وسيع بانکي چگونه به مردم داده شده است؟ مي توان به مردم گفت اين آقا به شما «هديه» بي موقع داده و نيتش مشکوک است- چنانکه گفته اند- اما نمي توان او را به گم و گور کردن پولي متهم کرد که بعضي مدعيان از شمارش تعداد صفرهايش هم عاجزند. تازه اگر اين را هم بگويي ممکن است رندي پيدا شود و بگويد جسارتا، اين مملکت که تازه پول دار نشده. پيش از اين هم انبان دولتيان خالي نبود. سؤال اين نيست که اين دولت پول هايش را کجا خرج کرده، هر که نداند مردم مي دانند پول ها کجاست، بلکه سؤال اين است که تا پيش از اين پول مملکت کجا مي رفت که چيزي از آن به فقرا و تنگدستان نمي رسيد؟! شما با پول هاي اين مردم چه کرده ايد؟
مي توان «حيرت» کرد از اينکه چگونه کسي که مدعي است جميع مطالبات حال و آينده خلايق را نمايندگي مي کند هنوز نمي داند که نمي توان از مردم خواست آنچه را که مي دانند ندانند- به تعبير فيلسوفان «دانستن ارادي نيست»- و درباره آنچه که به خود آنها مربوط مي شود، به آنها دروغ گفت. مثلا مردم خود مي دانند که وقتي در سفر استاني به استقبال رئيس جمهور رفتند و ساعت ها در آفتاب و باران ايستادند تا شايد مجالي بيابند و از دور به او ابراز ارادتي بکنند، کسي اتوبوس دنبال آنها نفرستاده بود. حالا اگر مجسمه هاي مردم داري بگويند که «ماشين دنبال مردم فرستاده شده بود» با شنيدن اين جمله، چه احساسي به مردم دست خواهد داد؟ و بدتر از آن، اگر مردم ببينند که همان مجسمه هاي محترم خود با اتوبوس و تاکسي از خيابان هاي تهران آدم جمع مي کنند که جلسه کذايي شان خالي نماند، آن وقت چه خواهند گفت؟ چرا برخي تصور مي کنند مردم فقط آن چيزهايي را مي بينند که آنها دوست دارند ديده شود؟
«شرم» هم البته مي توان کرد. چند ماه است حاميان يک کانديدا ادعا مي کنند در تبليغات خود با مردم صادقند. خود او جايي گفت جامعه را مدافع ارزش ها مي داند. چندي نگذشته بود که اولين علائم صداقت هويدا شد؛ از مردم خواستند همه سبز بپوشند و وقتي ديدند آنها براي انتخاب رنگ لباس خود منتظر تعيين تکليف از جانب کسي نبوده اند، خود دست به کار شدند و با صرف مبالغي که مي گويند همه ناچيز و از محل کمک هاي مردمي بوده، هزاران شال، دستبند، روسري و تي شرت سبز دوختند و ميان مردم توزيع کردند. هدف چه بود؟ تا امروز هيچ کس در اين باره توضيح دقيقي نداده است. آيا هدف اين بود که گفته شود راي دادن به موسوي راي به پسر پيغمبر است؟! ظاهرا دوستان آب اگر باشد شناگران بدي نيستند و آن حرف ها که «نبايد از نمادهاي مذهبي و احساسات ديني مردم استفاده ابزاري کرد» مربوط به همسايه ها بوده است (قابل توجه جناب آقاي تاج زاده که اخيرا سخت به شغل شريف دفاع از قاعده طلايي اخلاق مشغولند!) چند روز پيش، اما، سبز جامگان آب پاکي را روي دست همه ريختند و معلوم شد قصه اساسا چيز ديگري است. جمعي که هفته پيش در ورزشگاه آزادي گرد آمدند تازه به ما فهماندند غرض آقايان استفاده يا سوءاستفاده از نمادهاي ديني نيست چون هواداران آنها- لااقل بخشي از آنها که آن روز در آن مکان اجتماع کردند- اساسا نمي دانند و برايشان مهم هم نيست که با چه چيزي سر و کار دارند. به همين دليل بود که جامه سبز بر تن، در شب شهادت فاطمه زهرا(س) همراه با ترنم نماهنگ هاي ريتميک، دست افشاندند و پاي کوبيدند و چون خستگي بر آنان مستولي شد پرچم هاي مزين به نام مبارک عباس بن علي(ع) را بر زمين پهن کرده و روي آن نشستند تا خستگي تحرکات آنچناني را از تن به در کنند. به اين ترتيب بود که معلوم شد آدمي ابتدا بايد معنا و کارکرد يک نماد را بداند تا بتواند از آن سوءاستفاده کند و اين قصه تا آنجا که به سبزپوشان اصلاح طلب مربوط مي شود اساسا منتفي است.
تا شب انتخابات زماني نمانده است اما در پيمودن همين راه کوتاه هم دعا براي عاقبت به خيري را نبايد فراموش کرد.
|
بررسي تيترهاي منفي روزنامههاي اصولگرا و اصلاح طلب در يک دوره زماني مشخص نشان ميدهد که روزنامههاي اصلاح طلب اعتماد، اعتماد ملي، آفتاب يزد، مردم سالاري و سرمايه دو هزار و 766تيتر منفي عليه دولت زدهاند. بازه زماني اين بررسي عملکرد ايام اخير فعاليتهاي انتخاباتي ميباشد. اين درحالي است که در همين دوره زماني روزنامههاي جام جم، همشهري، جمهوري اسلامي و ابرار اقتصادي نيز 651 تيتر منفي عليه دولت داشتهاند که با محاسبه تيترهاي منفي روزنامههاي اصلاح طلب اين عدد جمعاً به سه هزار و 417 تيتر منفي ميرسد. |

تازه ترين نظرسنجيها از مراكز استانها از پيروزي احمدي نژاد در مرحله اول با حداقل 53 درصد آراي مردم حكايت دارد. اين نظرسنجي شامل آراي شهرهاي كوچك و روستاها نيست.

به گزارش فارس، با گذشت دو هفته از شروع عمليات تهييجي ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان در شهرهاي بزرگ كه منجر به رشد آراي ميرحسين موسوي شد، گزارش هاي خبرنگاران فارس در سراسر كشور از كليد خوردن موج جديد اجتماعي حاميان مردمي احمدي نژاد در مراكز استانها، شهرهاي بزرگ و كوچك و روستاها حكايت دارد.
نتايج نظرسنجيهاي مختلف كه از سوي مراكز معتبر صورت گرفته است، از افزايش بي سابقه تمايل 70درصدي مردم به حضور در انتخابات، رشد 8درصدي فاصله آراي ميرحسين موسوي در مقطع 20 ارديبهشت تا 5 خرداد و سپس توقف آن در چند روز اخير و افزايش آراي كشوري احمدي نژاد نسبت به رقباي خود موسوي، كروبي و رضايي خبر ميدهد.
ناظران سياسي و انتخاباتي تأكيد ميكنند: با سيراب شدن جامعه مخاطبان اصلاحطلبان در فضاي تبليغات انتخاباتي كه به لحاظ جمعيت در اقليت هستند، موج اصلي نهضت اجتماعي داغ كشور در حال شكل گيري است و پيش بيني ميشود در روزهاي آينده به اوج خود برسد.
يكي از دلايل به صحنه آمدن حاميان مردمي احمدي نژاد در سراسر كشور در طول چند روز اخير، تشديد فضاي تبليغاتي و جنگ رواني ستادهاي اصلاحطلبان و حاميان آنها در شهرهاي بزرگ بوده است.
اين فضاي تبليغاتي حتي تا جايي پيش رفته كه اقليت اصلاحطلبان در رسانههاي خود مدعي پيروزي در انتخابات شدهاند.
در عين حال نظرسنجيهاي معتبر از سوي مراكز مختلف كه نتايج آنها به برخي محافل و نهادها ارسال شده است، برخلاف تبليغات اغواگرانه يك جريان سياسي، از تمايل اكثريت نسبي مردم سراسر كشور به تداوم رياست جمهوري محمود احمدينژاد در دور دوم حكايت دارد.
در يكي از اين نظرسنجيها كه مربوط به هفته اول خرداد در شهرهاي بزرگ است، احمدينژاد با 53 درصد، ميرحسين موسوي با 36 درصد، مهدي كروبي با 3حدود درصد و محسن رضايي با نزديك به 2 درصد بيشترين اقبال مردمي را به خود اختصاص داده اند.
در نظرسنجي هايي كه شامل شهرهاي بزرگ، كوچك، روستاها و بخش ها (سراسر كشور) مي شود، آراي احمدي نژاد با حداقل 6 درصد افزايش و آراي موسوي با 4 درصد كاهش و آراي كروبي با 2 درصد افزايش مواجه مي شود.
بر اساس نظر سنجي ديگر مربوط به سايت تبيان از نمونه 14 هزار نفر بيش از 60 درصد به احمدي نژاد، 35 درصد موسوي، 7/2 درصد كروبي و 3/2 درصد به رضايي راي مي دهند.
گفتني اينكه با افزايش رقم مشاركت مردم در كشور به آراي احمدي نژاد افزوده شده ولي رشد مقطعي آراي موسوي متوقف شده است.
اين درحالي است كه پيش بيني ميشود با سونامي كه در عرصه اجتماعي كشور و از سوي حاميان مردمي احمدي نژاد در ده روز آينده اتفاق بيفتد، به آراي اين نامزد انتخابات رياست جمهوري اضافه شود.
از سوي ديگر يكي از نهادهاي تحقيقاتي در گزارش خود به آناليز واجدان شرايط دادن رأي در كشور كه 46 ميليون و 200 هزار نفر است، پرداخته است.
بر اين اساس رأي دهندگان در جامعه روستايي 15 ميليون و 300 هزار نفر (معادل 33 درصد واجدان) ، شهرهاي كوچك 19 ميليون و 600 هزار نفر (معادل 42.2 درصد واجدان) و شهرهاي بزرگ 11 ميليون و 260 هزار نفر (معادل 24 درصد واجدان) هستند.
اين نهاد تحقيقاتي در گزارش مفصل آماري و بررسي رفتار رأي دهندگي مردم در شهرهاي بزرگ، كوچك و روستاها نتيجه گيري كرده كه احمدي نژاد به رغم تبليغات مسموم و هجمه هاي فراوان صورت گرفته كه در تاريخ رقابتهاي انتخاباتي بي سابقه است، با فاصله معناداري آراي اكثريت مردم ايران در انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد را به خود اختصاص ميدهد.
منبع خبر http://www.khedmat.ir

شما چی فکر می کنید ؟
رییس این جمهوری ابرقدرت اسلامی چه کسی خواهد شد؟
در قدیمی ترین نظر سنجی اینترنتی شرکت کنید.
میزان رای شماست و لاغیر
به رفقاتون هم اطلاع بدید
منتظریم

امیدوارم که این سال با ظهور مولا و صاحبمون
حضرت حجة ابن الحسن المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف )
همراه باشه و در این سال چشمها به جمال نورانی ایشان منور بشه .
پس باز به انتظار می نشینیم...
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار ....

17 اسفند ،سالروز پر کشیدن عاشقانه سردار خیبر حاج محمد ابراهیم همت
بر همرزمان و عاشقان آن یگانه ،تبریک و تهنیت باد.
فعالیت های پس از پیروزی انقلاب :
شهید همت پس از پیروزی انقلاب در جهت ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد.آنها با تدبیر و درایت و نفوذ خانوادگی که در شهر داشتند مکانی را بعنوان مقر سپاه در اختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و از طریق مردم، سایر مایحتاج و نیازمندیها را رفع کردند.
به تدریج عناصر حزب اللهی به عضویت سپاه در آمدند و هنگامی که مجموعه سپاه سازمان پیدا کرد، او مسئولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت.
به همت شهید بزرگوار و فعالیت های شبانه روزی برادران پاسدار در سال 58، یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذیت مردم می پرداختند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی، تحویل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازی گردید.
از کارهای اساسی ایشان در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیتهای فرهنگی، تبلیغی منطقه بود که درآگاه ساختن جوانان وایجاد شور انقلابی تاثیر بسزایی داشت.
اواخر سال 58 برحسب ضرورت و به دلیل تجربیات گرانبهای او در زمینه امور فرهنگی به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) عزیمت کرد و به فعالیت های گسترده فرهنگی پرداخت.
نقش شهید در کردستان و مقابله با ضد انقلاب:
شهید همت در خرداد سال 1359 به منطقه کردستان که بخش هایی از آن در چنگال گروهکهای مزدور گرفتار شده بود، اعزام گردید. ایشان با توکل به خدا و عزمی راسخ مبازره بی امان و همه جانبه ای را علیه عوامل استکبار جهانی و گروهکهای خود فروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگتر می نمود. از طرفی در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان می داد تا جایی که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گریه می کردند و حتی تحصن نموده و نمی خواستند از این بزرگوار جدا شوند.
رشادت های او در برخورد با گروهک های یاغی قابل تحسین و ستایش است. براساس آماری که از یادداشت های آن شهید به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر 59 تا دیماه 60 (بافرماندهی مدبرانه او) عملیات موفق در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزاد سازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته است.
شهید همت و دفاع مقدس:
پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید همت به صحنه کارزار وارد شد و در طی سالیان حضور در جبهه های نبرد، خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها آفرید.او و سردار رشید اسلام، حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی محترم کل سپاه ماموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکیل دهند.
در عملیات سراسری فتح المبین، مسئولیت قسمتی از کل عملیات به عهده این سردار دلاور بود. موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» مرهون ایثار و تلاش این سردار بزرگ و همرزمان اوست.
شهید همت در عملیات پیروزمند بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمد رسول الله (ص) فعالیت و تلاش تحصین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق می توان گفت که او و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشته اند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، شهید حاج همت با استفاده از بهترین تدبیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد.
در سال 1361 با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.
با شروع عملیات رمضان در تاریخ 23/4/1361 در منطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ 27 حضرت رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهی انجام وظیفه نمود. پس از آن در عملیات مسلم بن عقیل و محرم – که او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی بود که شهید حاج همت، مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تیپ 10 سید الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت.
سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهی ایشان در عملیات والفجر 4 و تصرف ارتفاعات کانی مانگا در آن مقاطع از خاطره ها محو نمی شود.
صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدنی این شهید و الامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود پاتک های شدید دشمن، از افتخارات تاریخ جنگ محسوب می گردد.
مقاومت و پایداری آنان در این جزایر به قدری تحسین بر انگیز بود که حتی فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود:
«... ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی از خاکستر چیز دیگری باقی نیست!»
اما شهید همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بی خوابی های مکرر همچنان به ادای تکلیف و اجرای فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر حفظ جزایر می اندیشید و خطاب به برادران بسیجی می گفت:
«برادران، امروز مساله ما، مساله اسلام و حفظ و حراست از حریم قرآن است. بدون تردید یا همه باید پرچم سرخ عاشورایی حسین (ع) را به دوش کشیم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداری و حراست کنیم و با گوشت و خون به حفظ جزیره، همت نماییم، یا اینکه پرچم ذلت و تسلیم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببریم و این ننگ و بدبختی را به دامن مطهر اعتقادمان روا داریم ،که اطمینان دارم شما طالبان حریت و شرف هستید، نه ننگ و بدنامی.»
ویژگی های برجسته شهید:
او عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بودکه جز خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و کسب رضای خدا و حضرت احدیت، شب و روز تلاش می کرد و سخت ترین و مشکل ترین مسئولیت های نظامی را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت.
سردار سرلشکر رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره وی چنین می گوید:
«او انسانی بود که برای خدا کار می کرد و اخلاص در عمل از ویژگی های بارز او بود، ایشان یکی از افراد درجه اولی بود که همیشه ماموریت های سنگین بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعی که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسیجی داشت، در مقابله با دشمن همچون شیری غرّان از مصادیق «اشداء علی الکفار، رحماء بینهم» بود. همت کسی بودکه برای این انقلاب همه چیز خودش را فدا کرد و از زندگیش گذشت. او واقعاً به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان بدهد، که عاقبت هم چنین کرد. همیشه سفارش می کرد که دستورات را باید موبه مو اجرا کرد. وقتی دستوری هر چند خلاف نظرش به وی ابلاغ می شد، از آن دفاع می کرد. ابراهیم از زمان طفولیت، روحی لطیف ،عبادی و نیایشگر داشت.»
پدر بزرگوارش می گوید:
«محمد ابراهیم از سن 10 سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب های سیاسی و نظامی، هرگز نمازش ترک نشد. روزی از یک سفر طولانی و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسید. ابراهیم آن شب را به همه خستگی هایش تا پگاه، به نماز و نیایش ایستاد ووقتی مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجیبی داشتم. ای کاش به سراغم نمی آمدی و آن حالت زیبای روحانی را از من نمی گرفتی.»
این انسان پارسا تا آخرین لحظات حیات خود، دست از دعا و نیایش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چیز مقدم می شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستی همه چیز را فدای انقلاب کرده بود. آن چیزی که برای او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که برای دیدار خانواده اش به شهرضا می رفت، در آنجا لحظه ای از گره گشایی مشکلات و گرفتاری های مردم باز نمی ایستاد و دائماً در اندیشه انجام خدمتی به خلق الله بود.
شهید همت آنچنان با جبهه و جنگ عجین شده بود که در طول حیات نظامی خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها یکبار در آغوش گرفته بود.
او بسان شمع می سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و یک آن از تحرک باز نمی ایستاد. روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود. حتی جیره و سهمیه لباس خود را به دیگران می بخشید و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کسانی که می پرسیدند چرا لباس خود را که به آن نیازمند بودی، بخشیدی؟ می گفت: «من پنج سال است که یک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»
او فرماندهی مدیر و مدبر بود. قدرت عجیبی در مدیریت داشت. آن هم یک مدیریت سالم در اداره کارها و نیروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفی و نیز اصول مدیریت احترام می گذاشت و عمل می کرد، در عین حال هنگام فرماندهی قاطع بود. او نیروهای تحت امر خود را خوب توجیه می کرد و نظارت و پیگیری خوبی نیزداشت . کسی را که در انجام دستورات کوتاهی می نمود بازخواست می کرد و کسی را که خوب عمل می کرد تشویق می نمود.
بینش سیاسی بُعد دیگری از شخصیت والای او به شمار می رفت. به مسائل لبنان و فلسطین و سایر کشورهای اسلامی بسیار می اندیشید و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گویی سالیان درازی در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستیز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سیاسی روز شناخت وسیعی داشت.
از ویژگی های اخلاقی شهید همت برخورد دوستانه او با بسیجیان جان برکف بود. به بسیجیان عشق می ورزید و همواره در سخنانش از این مجاهدان مخلص تمجید و قدرشناسی می کرد. «من خاک پای بسیجیان هم نمی شوم.ای کاش من یک بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمی شدم.»
وقتی در سنگر های نبرد، غذای گرم برای شهید همت می آوردند سوال می کرد: آیا نیروهای خط مقدم و دیگر اعضای همرزممان در سنگرها همین غذا را می خورند یا خیر؟ و تا مطمئن نمی شد دست به غذا نمی زد.
شهید همت همواره برای رعایت حقوق بسیجیان به مسئولان امر تاکید و توصیه داشت. او که از روحیه ایثار و استقامت کم نظیری برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقی اش در واقع معلمی نمونه و سرمشقی خوب برای پاسداران و بسیجیان بود و خود به آنچه می گفت، عمل می کرد. عشق و علاقه نیروها به او نیز از همین راز سرچشمه می گرفت. برای شهید همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است یا نه. همت یک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمی وارسته.
نحوه شهادت:
شهید همت در جریان عملیات خیبر به برادران گفته بود: «باید مقاومت کرده و مانع از بازپسگیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه اینجا شهید می شویم و یا جزیره مجنون را نگه می داریم.»
رزمندگان لشکر نیز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ایستادگی کردند. حاجی جلو رفته بود تا وضع جبهه توحید را از نزدیک بررسی کند، که گلوله توپ در نزدیکی اش اصابت می کند و این سردار دلاور به همراه معاونش، شهید اکبر زجاجی، دعوت حق را لبیک گفتند و سرانجام در ۱۷ اسفند سال 62 در عملیات خیبر به لقاء خداوند شتافتند.
دیشب حضرت استاد قرهی (مد ظله العالی)در سخنانشان فرمودند:اولیاء خدا در شب تاجگذاری و آغاز امامت و ولایت حضرت ولیعصر (عج)در مقام شادی این روز، به حال رقص درونی در می آیند ولی در غم غیبت مولا و سرورشان چشمهایشان اشکبار است...
خدایا این چه حس عجیبی است که در این روزها به غیر از اولیائت همه ی شیعیان اینگونه اند..
می فرمایند :در این روز رفع القلم است و تا می توانید شادی کنید ولی مگر می توان حزن دوری مولا را مخفی کرد و به شادی پرداخت بی دلیل نیست که عرفا شادی همراه اشک دارند ...
جا دارد این روز بزرگ به مانند نیمه شعبان جشن گرفته و شادی کنیم
به امید روزی که در کنار مولایمان ،پس از گرفتن انتقام سیلی مادر، از طاغوت زمان ،به جشن وشادی حقیقی بپردازیم. اللهم العن الجبت و الطاغوت
و باز هم
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
طی روزهای اخیر هماهنگ با صدای آمریکا، بی بی سی، رادیو فردا، رادیو زمانه، دویچه وله، روزنت و سایت ها و رسانه های ضدانقلاب مشابه که به تخطئه ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت و شهادت در دانشگاه پرداخته اند، خبرنامه امیرکبیر وابسته به افراطیون نفوذی تحکیم هم علیه این اقدام موضع گرفت و همزمان علی افشاری- که زمانی پیاده نظام آشوب های سازماندهی شده از خارج بود و اکنون به پاداش خیانت های خود، به پادویی مستقیم در آمریکا می پردازد- به هتاکی در این زمینه پرداخت اما جالب تر از همه بیانیه شاخه دانشجویی حزب مشارکت بود که طی یک سال گذشته کوشیده از مسئولیت همراهی با افراطیون شانه خالی کند. این شاخه دانشجویی تدفین شهیدان گمنام در دانشگاهها به ویژه دانشگاه امیرکبیر را «یادآور حوادث تلخ»، «به کام اقتدارگرایی» و «برای برهم زدن امنیت سیاسی جامعه» توصیف کرد و نوشت: «شهدا سرمایه های ملی- اسلامی و جزو افتخارات کشور ما می باشند و سزاوار بزرگترین تکریم ها هستند نه سوءاستفاده های سیاسی.»
شاخه دانشجویی مشارکت توضیح نداد که چرا حضور شهدا امنیت سیاسی آنها را به هم می زند و با بودن شهدا چرا جریان های منحرفی از قبیل حزب مشارکت زیر علامت سؤال می روند؟
تظاهر به احترام به شهدا و در عین حال مخالفت از یادآوری شهیدان و راه و رسم مومنانه و جوانمردانه آنها، شیوه منافقانه ای است که حتی عناصر بی دین و ضدانقلاب های نشاندار مقیم خارج نیز به آن تمسک می جویند و معلوم نیست این چه نگاه احترام آمیزی است که در عین حال مصر است شهیدان در افق نگاه ها نباشند.
احزاب و گروه های افراطی طی چند سال اخیر به صراحت تاکید کرده اند که دهن کجی به ارزش ها و مقدسات ملت باعث بدبینی افکار عمومی نسبت به این طیف و انزوا و ورشکستگی شان شد. حزب مشارکت در راستای این تلقی در اقدامی ریاکارانه کوشیده بود وانمود کند با جریان های نشان دار وابسته به بیگانگان مرزبندی دارد!!
روزنامه كيهان > شماره 19312 12/12/87

سخنران:
دانشمند معظم استاد حوزه و دانشگاه
حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی(مد ظله العالی)
زمان :از تاریخ ۲۷/۱۱/۸۷ لغایت ۸/۱۲/۸۷ بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان: حکیمیه- شهرک والفجر- جنب پارک ساحل- مسجد و جوزه علمیه امام مهدی (عج)

برگرفته از سلسله مباحث اخلاق علمی
توسط دانشمند معظم استاد حوزه و دانشگاه
حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی(مد ظله العالی)
همه ي علوم چه ادبيات چه منطق چه اصول چه فقه چه رياضي چه جبر چه طب چه فلسفه هر آنچه كه از علوم كه بشر مي داند و نمي داند( چون بعضي از علوم است كه هنوز بشر اطلاعي از آنها ندارد )همه ي اين علوم مقدمه است براي اين كه انسان به معرفت ا... برسد .علم بما هو علم خود منشأ ترقي بشر نيست بلكه مي شود گفت مقدمه ي منشأ ترقي است.
هر كس در دنيا به مقامات بالا رسيد از باب معرفت بوده است و لا غير. يعني اگر معرفت به حضرت باري تعالي پيدا نكرد، به مقامات والاي انساني و به مقامات والا اینگونه كه حضرت حق مي خواهد، مقام والاي حق، نخواهد رسيد، اما ناچاريم بيان كنيم خود اين معرفت مقدمه اي مي خواهد كه اين مقدمه در اصطلاح امروز بشر به نام علم است كه اگر علم نباشد و از راه علم انسان حركت نكند به تصور ، گاه به معرفت مي رسد در حالي كه در نهايت مي بيند به معرفت نرسيده است و آنها كه از طريق جهل و از طريق زهد هاي خشك و بدون پايه اساس و آن هم پايه و اساس علمي حركت كنند طبعا به بي راهه مي روند گاه آنقدر تند مي روند كه حتی به صورت ظاهر دست اوليای الهي را از پشت مي بندند، اما در نهايت كارشان به سقوط مي انجامد و نهايت خوشي براي آنها نيست و گاه از راه جهالت عقب مي افتند يعني درست آن راه حقيقي را نمي روند. شايد يك معناي صراط المستقيم كه بيان كرده اند صراط المستقيم امير الؤمنين است بعضي از بزرگان گفته اند: صراط العلم الحقيقي .چرا؟ چرا بيان كرده اند صراط العلم الحقيقي ؟ چون مي دانيد پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي (ص) بيان فرمودند:كه انأ مدينه العلم و علي بابها هر آنچه كه از افعال و كردار و اقوال از وجود مقدس مولی الموالی بر بشر رسیده است همه از طریق علم است ولا غیر .
فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی یعنی من علمم و جز علم چيز ديگري نمي تواند انسان را به معرفت برساند .
آنقدر علم مهم است و كسب علم مهم است كه خود اين علم گر چه مقدمه است اما آنقدر مهم است كه خود عز و جل مي فرمايد : هل يستوي الذين يعملون والذین لا يعلمون آيا آنها كه مي دانند با آنها كه نمي دانند برابر هستند در حقيقت ، پروردگار عالم اين مطلب را به صورت سؤالي از بشر مطرح مي كند كه خود جواب درون سؤال نهفته شده است يعني مسلما آنهايي كه مي دانند با آنهايي كه نمي دانند مساوي نيستند.
عزت در گرو تزکیه
اگر كسي بخواهد خودش را بگيرد، متكبر باشد، خود عموم مردم دوستش ندارند نه تنها عزيز نمي شود ذليل مي شود پيش مردم ، براي اينكه مثلا دو تا كتاب خوانده است ، خب اينكه تو خواندي به ما چه مربوط ، تو ياد گرفتي به ما چه مربوط ، مردم روابط اجتماعي مي خواهند .بدانيد مردم براي رفع مشكلات خودشان به شما مراجعه مي كنند. مراجعه مردم براي خود شما نيست كه خودتان را بگيريد اين مردمي كه دو روز سلام دارند ، دو روز بي محلي دارند ، دو روز لعن دارند ،براي شما دل بستن به اينها و فخر فروختن به اينها معنا ندارد. عزت را اينها به انسان نمي دهند . اينها فكر نكنيد ما را عزيز مي كنند . العزة لله و لرسوله و للمومنين... عزت را خداوند مي دهد، اصلا" مخصوص خداست و مخصوص رسول و مومنين آنهايي هستند كه ايمان دارند به خدا ، از طريق ايمان به خدا انسان عزيز مي شود نه از طريق چسبيدن به مردم نه از طريق فخر فروختن به مردم فخر فروشي به مردم عزت نمي آورد.
اصلا چه نيازاست كه انسان تزكيه كند وقتي انسان خودش را تزكيه كرد اولا" در دوران به اصطلاح امروزيها دوران اوج و طلايي خودش ، خودش را نمي بازد و غرور نمي گيردش متكبر نمي شود سقوط نمي كند چون بعضي ها اين رو بدانيد زمان اوجشان سقوط مي كنند. اگر كسي مذكا شد مسلما" مواظبت بيشتري مي كند هرچه علمش هم افزوده شد كاري مي كند كه به هيچ عنوان سقوط نكند پس اگر تزكيه باشد يكي از خصائص اين است كه انسان هيچ موقع سقوط نمي كند.









